تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
1 . هرگاه عاقل ، مدرك ذات خويش باشد ، دوگانگى عاقل و معقول ، به اعتبار است ؛ يعنى ادراك‌كنندهء ذات ، به لحاظ اين‌كه خود را ادراك مىكند ، عاقل و به لحاظ اين‌كه ادراك شده است ، معقول است . در اين قسم ، عقل و عاقل و معقول ، به حسب مصداق ، يكى و به حسب مفهوم ، مغاير يك‌ديگرند . 2 . هرگاه عاقل ، مدرك چيزهاى ديگرى غير از ذات خود باشد ، محتمل است كه باز هم مغايرت آنها مفهومى و وحدت آنها مصداقى و اين هم يكىديگر از مظاهر اتحاد عاقل و معقول باشد و محتمل است همان‌گونه كه به حسب مفهوم ، مغاير يك‌ديگرند ، به حسب مصداق نيز مغاير يك‌ديگر باشند و در اين قسم ، اتحاد عاقل و معقول تحقّق نيابد . شيخ الرئيس اين قسم را محال شمرده و در اين فصل بر محال بودن آن استدلال كرده است . بنابراين ، برخى اتحاد عاقل و معقول را در هر دو صورت پذيرفته و برخى - هم‌چون شيخ الرئيس - قائل به تفصيلند . بايد توجه داشت كه صورت دوم هم محتملاتى دارد كه برخى از آنها ممتنع و برخى ممكن است و چه بسا قائلان به اتحاد ، به صورت‌هاى ممكن و قائلان به امتناع به صورت‌هاى ممتنع نظر دارند . صدر المتألّهين مىگويد : اتحاد ، سه گونه قابل تصوّر است : نخست اين‌كه وجود دو چيز ، يك وجود شود . دربارهء محال بودن اين فرض ، شكّى نيست . همان‌گونه كه شيخ الرئيس دربارهء دلايل نفى اتحاد گفته است . دوم اين‌كه مفهومى از مفهوم‌ها يا ماهيّتى از ماهيّت‌ها با مفهوم يا ماهيّت ديگرى يكى شوند ؛ به گونه‌اى كه به حمل اوّلى ذاتى بر يك‌ديگر حمل شوند . اين نيز بدون شك محال است ؛ چرا كه هر معنايى از حيث اين‌كه آن معناست ، غير از ديگرى است ؛ براى نمونه ، محال است كه مفهوم عاقل عين مفهوم معقول شود ؛ ولى ممكن است