مىگردد ؟ در فرض اوّل ، مغايرت آنها مفهومى و وحدت آنها مصداقى است و در فرض دوم ، هم به لحاظ مفهوم و هم به لحاظ مصداق ، مغاير يكديگرند .
شيخ الرئيس اين مسئله را طى شش فصل - از فصل هفتم تا دوازدهم - بيان كرده است .
تاريخچهء مسئله و دليل آن
به فرمايش خواجهء طوسى ، مسئله اتحاد عاقل و معقول ، پس از ارسطو در ميان مشّاييان اشتهار يافته « 1 » و چنانكه شيخ الرئيس در فصل دهم اشاره كرده است ، پرچمدار نظريّهء اتحاد عاقل و معقول فرفوريوس « 2 » بوده كه خود به تصنيف كتابى مستقل در اينباره پرداخته و مورد توجه پيروان حكمت مشّا قرار گرفته و همواره ستايشگر آن بودهاند .
شيخ الرئيس كتاب مبدأ و معاد را بر مذاقّ مشّاييان نگاشته و در آنجا در فصلى دربارهء اينكه واجب الوجود ، عقل ، عاقل و معقول است ، سخن گفته و استدلال مشّاييان را تقرير كرده و با آنها مخالفت نكرده است ؛ ولى در كتاب اشارات - كه گويا آخرين كتاب اوست و در آن ، نظريّات ويژهء خود را آورده است - بىآنكه به استدلال ايشان توجهى كند ، به ابطال نظريّهء آنها پرداخته و گاهى تعبيرهايى بر قلمش جارى شده كه با شأن و مقام او سازگار نيست .
استدلال مشّاييان ، مطابق آنچه در كتاب مبدأ و معاد شيخ الرئيس آمده ، « 3 » چنين است :
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح خواجه بر همين فصل ( شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 66 ) .
( 2 ) . دربارهء فرفوريوس و شخصيّت تاريخى او در فصل دهم سخن خواهيم گفت .
( 3 ) . كتاب مبدأ و معاد ، نتيجهء دو علم مهم ما بعد الطّبيعه و طبيعيّات است ؛ چرا كه اوّلى انسان را با مبدء المبادى و انتساب سلسلهء طولى و عرضى موجودات به او و دومى با بقاى نفس و معاد آشنا مىسازد .