است ، من لامعاش له لامعاد له ، تا ببينيم معنى آخرت نيز چه چيز است ؟ اگر معنى آخرتطلبى روى از دنيا تافتن و طلبيدن منافع عمومى وحب ابناى نوع و فداكارى منافع جزئى شخصى خود در راه منفعت عامه باشد ، به اين معنى اهل آخرت صرف اهالى امريكا و انگلستان و بعد از آن ساير اهالى اروپا هستند و ويلللمكذبين ، و اما اگر معنى آخرت فقط تحصيل منافع جزئى شخصى خود باشد و ترجيح يك ذره منفعت جزئى خود بر ضرر كل كائنات و تنها به حفظ مال و جلب منافع خود انديشيدن و اصلًا از حال ابناء جنس خود به خاطر نگذرانيدن و بد يكديگر را خواستن و از آنچه از اين قبيل است و در هر مورد لفظ « به من چه » را جزء اعظم پيشرفت خود ساختن ، در اين صورت اهل ايران بنده خاص خدا و اصحاب آخرت هستند ! فطوبى لهم اگر معنى آخرت موهومات دور و دراز بافتن باشد و كسالت و جهل و تنبلى را شعار خود ساختن ، در اين صورت عرفاى ايران خاك يك جوكى هندى را نتوانند برچيد : چه در هر گوشه هندوستان يك هندوى برهمن صدبرابر اين نظريات را به هم مىبافد و عالم وجود را هنوز رؤياى حقتعالى گمان مىكند . ( كانواشد منهم قوة ) وانگهى شريعت ما كه سهلهء سمحه است اگر بنا شود در يك مسئله انشااللَّه ، انسان دچار اينهمه مشكلات لاينحل بشود ، هزار بار رحمت بر پدر بودا و برهمن و جوكيان حشاش هندوستان ! . خلاصه جاى تأسف است كه علماى روحانى و عرفانى سبحائى اينهمه سخن در موهوم مطلق برانند و معلوم مطلق را ندانند . اوقاتى كه سلطان محمد فاتح اسلامبول را محاصره كرده بودند و هر روز نقبها در شهر مىزد و روضهها در حصارها مىافكند ، اهالى روم بهجاى مدافعه اينحال هر روز جمعيت نموده با قيصر خود مىرفتند در جامع اياصوفيه كه آنوقت كليساى اعظم روميان بود و بر سر اين مسئله سخنان بسيار و مشاجرات بىشمار مىراندند كه آيا وقت كوفتن ميخ بر بدن مبارك حضرت مسيح كه بهدار آويخته بود ، آن ميخها تنها به ناسوت آن حضرت خورد يا به لاهوت و ناسوتش هر دو ؟ ! جمعى مىگفتند : به ناسوت آن حضرت اصابت نمود و به مرتبهء لاهوت ضرر نرسيد
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٢٤٧