تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

جهالت و نادانى

جاهل به جلفى [ 1 ] افتخار مىكند و به خشونت و درشتى مىنازد و به وقاحت مباهات مىكند . جاهل دشمن خود و دشمن عالم است . خير خود را در گزندها مىجويد و زهر را ترياق گمان مىكند . و سُبل [ 2 ] وَعِره [ 3 ] را سهل و آسان مىانگارد و خارها را در طريق خود پرنيان گمان مىكند . در دائره واحده حركات رهويه [ 4 ] به جا آورده ، چون گاو عصارى گمان مىكند كه قطع مسافت مىنمايد . در جاى اقدام احجام [ 5 ] كند و چون قصد احجام كند ، در پيش روى خود هجوم مىآورد از مذاق دوستى بىخبر است و با دوست آن معامله كند كه با أعدأ عدوّ خود معامله مىنمايد . و با اقارب آن كند كه با بيگانگان به جا آورد . حقوق طبيعيه را درك نمىكند و به حقوق شرعيّه اذعان [ 6 ] ندارد و آداب و رسوم متداوله را هجو [ 7 ] و لغو مىشمارد . بلاسبب در غضب مىشود و چون در خشم شود ، افتراسش [ 8 ] از حيوانات درنده بيش مىگردد ، چونكه سباع [ 9 ] حيوانى را نمىدرند ، مگر از براى اقتيات [ 10 ] . اما جاهل مىدرد و مىبرد و مىشكند و مىسوزاند ، بدون اينكه بداند از براى چيست ؟ حقيقةً اين است داء كلب [ 11 ] . بچه شيرخواره را چنان بىشفقتانه ، بىرحمانه سر مىبرد كه گويا عاقلى أعدا عدوّ خود را مىخواهد بكشد ! و با زنان آن خشونت و درشتى را به كار برد كه با مردان شمشيرزن ، دانايان به جا آورند ! - مروّت را جبانت گمان مىكند و شفقت را صفات زنان مىشمارد : صبر و حلم را به ضعف نفس حمل مىكند
هامش
[ 1 ] . فرومايگى - پستى [ 2 ] . راهها [ 3 ] . ناهموار [ 4 ] . مكان بلند و مكان پست را هم مىگويند . [ 5 ] . پس‌رفتن [ 6 ] . اقرار [ 7 ] . بيهوده پوچ [ 8 ] . درندگى [ 9 ] . درندگان [ 10 ] . غذاخوردن [ 11 ] . مرض سگ
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 210 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني