لذائذ نفسيه انسان
چهقدر دشوار است بر انسان در اين چند روزىكه در اين عالم است ، لذائذ نفسانيه خود را بهدست آورد ، با اين عمى و عمش كه اوراست . اين انسان أكمه [ 1 ] اگرچه خواهش لذائذ بر طبيعت و غريزه آن نهاده شده است و لكن نمىداند كه آن لذت در چه چيز است و طيبت [ 2 ] عيش در چه يافت مىشود ؟ لهذا مىبينم با اشتراك همهء انسانها ، در ماهيت [ 3 ] شهيه [ 4 ] لذائذ و درحقيقت طلب راحت عيش ، هريكى راهى پيش گرفتهاند و هريكى وسائلى اتخاذ نمودهاند . اين يكى راحت نفس را در جمع اذخار [ 5 ] اموال مىپندارد و آن ديگرى در عمارات عاليه و جنائن [ 6 ] وسيعه گمان مىكند و آخرى در مناصب رفيعه و رتب ساميه [ 7 ] گمشده خود را جستجو مىنمايد و هريكى از اين فرق ثلاثه ، در رسيدن به مقاصد خود هزارها را در حين سير خود به حوافر [ 8 ] طمع و سنابك [ 9 ] شره خود سحق [ 10 ] و مزق [ 11 ] مىنمايد . و اموال هزارها را از براى جمع دراهم و دنانير نهب [ 12 ] و سلب [ 13 ] مىنمايد . و آن بيچاره را با چشم گريان و بدن عريان ، بر روى خاك مذلت و بينوائى مىنشاند و از براى بناء عمارت خويش ، خانه هزارها فقير و مسكين را خراب و دمار [ 14 ] مىسازد - و از براى رسيدن به مرتب عاليه هزارها را از مقام خود سرنگون مىكند . بهجهت شدت حرص از
هامش
[ 1 ] . كور مادرزاد را گويند
[ 2 ] . گوارائى نيكوئى
[ 3 ] . حقيقت شيئى
[ 4 ] . خواهش و آرزوهاى نفسانى
[ 5 ] . ذخيرهكرده شده و ذخيرهكردن
[ 6 ] . باغستانها
[ 7 ] . رتبهها
[ 8 ] . گودالها
[ 9 ] . سم ستوران در اينجا شره را به اسب تشبيه كرده آنگاه براى او سم فرض كرده است .
[ 10 ] . سائيدن
[ 11 ] . پارهكردن
[ 12 ] . غارتكردن
[ 13 ] . ربودن
[ 14 ] . هلاك ساختن و ويرانكردن