دريافت نمىنمايند ، اين رسم از زمانيكه بخاطر نمىآيد ، در مشرق زمين متداول بوده است و شايد مردم هم به آن عادت دارند ، ولى وقتى كه حاكمى در ايالتى مستقر مىشود ، اهالى آن ولايت تكليف خود را مىدانند و حاكم البته خيالش اين است كه آنچه را برسم پيشكشى به شاه داده است ، از مردم بگيرد و تا آنجا كه بتواند اجحاف كند تا خوشگذرانى نموده و ضمناً تنخواهى پسانداز كرده باشد كه بتواند در موقع ديگر ، براى حكومت جديد ! بدهد . اين اشخاص از حاكم كل گرفته تا حكام جزء ، مطمئن نيستند كه چه مدتى در حكومت خود باقى خواهند بود ، زيرا كه اگر كسى پيدا شود كه پيش از آنچه او به حاكم كل تعارف و پيشكش داده است ، بدهد ، فوراً حاكم منصوب با اتباع خودش معزول مىشوند . در اين باب هرگز ملاحظه شايستگى شخص حاكم و رفاه حال مردم نمىشود . حكمران كل محض آنكه مدت حكومت خود را طولانى نمايد درمواقع معينه تنخواه اضافى برسم پيشكش ! براى وزراء و پادشاه مىفرستد ، و از آن جائى كه قاعده و قانون براى گرفتن ماليات و عشر و جريمهكردن نيست ، لهذا حكمران و اتباع او ، بقدريكه ممكن شود از رعايا و مردم به زور مىگيرند . * * * وضع احوال درباب حكام جزء و نواب و مدير و غيره ، به همان ترتيبى است كه درباب حكمران كل ذكر شد و آنها نسبت به حكمران كل ، بايد به همان قسم پيشكش و تعارفى بدهند . مبلغى كه به پادشاه و وزراء از بابت حكومت پيشكش مىشود ، منوط به اهميت ولايتى است كه حاكم به آنجا مىرود ، ولى در هر صورت در همهجا اجحاف و تعدى متداول است . ترقى درميان افسران ارتش هم به همين وضع است ، يعنى براى تحصيل مناصب بايد پيشكش بدهند ، و درباب وصول مواجب خود اطمينان ندارند . سربازان اگر بتوانند در عرض سال مواجب يك ماهه يا دوماهه خود را تحصيل كنند ، خود را خيلى خوشبخت مىدانند ، تنها راه معاش و زندگى آنها اين است كه از مال مردم سرقت
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١١٨