بصيرت باشد . لقب من كه پسرى پيغمبر است ، براى تمام اهل فرنگ دليل خواهد شد كه بدانند من فرد معروفى هستم . پادشاه ايران و جميع وزراى ايشان و سفراء و رؤساى مذهب مقدس ما ، مرا در مقام بلندى كه در مذهب دارم ، مىشناسند و مرا معلم و راهنماى عمده براى مردم مىدانند . من باينجا آمدهام كه بجميع اهالى فرنگ كه در ايران منافعى ملاحظه كرده و باحوال اهالى آن دلسوزى دارند ، اطلاع بدهم كه صدماتىكه بهاهالى مملكت من وارد مىآيد طورى است كه ديگر نمىتوان مخفى داشت . كار اهالى اين مملكت راجع به دولتين روس و انگليس است . چونكه ايرانىها به طرف روسها و انگليسها گرويده و مىدانند كه اين دو ملت بزرگ منافع و فوائد در ايران دارند و هيچيك از اين دو ملت بزرگ طالب نيستند كه مملكت ايران روبهخرابى گذارده و ساكنين و جمعيت آن تلف شوند ، از آن جائى كه هيچيك از دولتين روس و انگليس ، مجاز نيستند كه ايران را مسخر نمايند ، روى اين اصل اين دو ملت بزرگ بايد در ترقى و پيشرفت ، ايران را تقويت و همراهى بنمايند . لازم است اطلاع داده شود كه در زمان سلطنت پادشاه فعلى ، بهيچوجه قانونى نداريم ، و بلكه مىتوان گفت كه هيچ حكومت و دولتى درميان نيست . در سوابق ايام رسم بر اين بود كه صدراعظم واسطه بين پادشاه و ملت بود و او تا حدودى صلاح پادشاه و ملت ، هر دو را طالب بود . و او از نجبا و بعضى اوقات از وزراى بزرگ بود و با نجباى ايران يك نوع موافقت و همراهى داشت و نجبا نفودى در بين مردم داشته و در زمينها و املاك آنها كه همه آباد بود سمت رياست داشتند ، ولى اكنون تمام اين تفاصيل تغيير يافته ، پادشاه تمام نجبا را پريشان كرده و اموال آنها را تصرف نموده نفوذ آنها را از ميان برده و مردم و رعاياى آنها را متفرق كرده است . وزيراعظم كنونى مردى است كه هيچيك از نجبا حاضر نيستند كه با او در سر يك ميز بنشينند . او از پستترين مردم است و احترام هيچكس را ملاحظه نمىكند و هيچ كس نيز ملاحظه او را نمىنمايد ، او آشكارا مردم را به خاطر نفع پادشاه و شخص خود ، غارت مىكند ! . اين تفاصيل حالت صدراعظم است .
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١١٠