تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

نامه‌اى سرگشاده به : ملكه ويكتوريا ! و مردم انگليس

مقدمه جمال‌الدين مردى است پنجاه‌ساله و نسبت به سن خود بنيه قوى دارد و از ظلم و تعدياتى كه در ايران مىشود و اغتشاشات وضع آنجا دل‌سوزى كلى دارد و در راه نجات ملت كوششهائى مىكند ، از جمله فعاليت او در عمل نسخ و بطلان امتياز دخانيات است ، كه باهالى اروپا داده شده بود . بطلان اين امتياز فقط بواسطه اعمال متفقه و حركات شجاعت‌آميز ملاها و علماء بوده است كه پادشاه را مجبور به بطلان آن نمودند و مردم را مشوق و محرك گرديدند كه دربرابر آخرين حركت و اقدام پادشاه ، كه بسرقت ملت شباهت دارد مقاومت سخت نمايند . و كار را به جائى رسانيدند كه اعليحضرت اقدس همايون ! پادشاه ملتفت شدند كه اگر بخواهند بيش از اين دربرابر مردم و ملت مقاومت و ايستادگى كنند ، نه تنها از سياست دور است بلكه اقدامات خودشان را در انجام اين امتيازنامه و متداول‌نمودن آن محال و غيرممكن مىسازد . هانرى هاويس [ 1 ]
هامش
[ 1 ] . « هانريس هاويس » همان « لارنس هاوس‌من » شاعر و نويسنده معروف انگليسى است و چند نمايشنامه و پيس دربارهء ملكه ويكتوريا نوشته كه مجموعه آنها سكهء زرين نام دارد . . . او اين سطور را در مقدمه نامه سيد كه در آن دوران در جرائد لندن منتشر گرديد ، نوشته است ( خ ) .