تلاشى كه در ايام توقف كوتاه خود در تهران براى استقرار اساسى عدالت و قانون داشت ، همه گواه اين معنى است كه سيد پيش از آن روزى كه غلامان پاركابى شاه او را به فضيحت از بست حضرت عبدالعظيم كشانكشان بيرون آوردند ، اين مرد مستبد خودخواه و ستمگر را نمىشناخته و بى جهت به او حسنظن داشته است . . . 14 . وكلا يعنى وزرا و معاونين وزرا ، و اين اصطلاح را از عرف مصرى اختيار كردهاند . 15 . اين همان حرفى است كه همواره وزيران ايران بعنوان عذر بيعرضگى و عدم لياقت و اغراض شخصى خود مىآورند . 16 . اكنون كه وزرا درمقابل مجلس و افكار عمومى علىالظاهر مسئوليت پيدا كردهاند ، باز بجاى عمل ، اعلاميه مىدهند و از كفايت و لياقت و حسننيت خود لاف مىزنند ، ولى نتيجه كارهاى ايشان همين وضع پريشانى است كه نظير آن در زنگبار و تبت هم ديده نمىشود ! . 17 . گويا اشاره به مستوفىالممالك ( ميرزايوسف ) مىگذرد ، زيرا ميرزاحسينخان ديگر در كار نبود و بطور كلى اين بيان حقيقت يك صورت كلى است كه بر هيولاى سياسى همه وزراى قديم و جديد ايران متناسب درمىآيد . 18 . تشريح اين علل و اسباب و اوضاع تنها براى كسى ميسر بوده كه از زمان ميرزاتقىخان تا سال 1299 هجرى با جريان تاريخ ايران معاصر و مرتبط بوده است . و آنچه را كه ما امروز با آزادى فكر ، از روى بحث و مقايسه كارهاى اين رجال دولت مىتوانيم دريافت و گفت ، او در همانروز سنجيده و فهميده و گفته است . اين ايراد و اعتراض كه بر ميرزا يوسف و وزراى ديگر شاه داشته همان ايرادى است كه امروز هم بر قوامالسلطنه [ 1 ] و دوستداران دولتى او مردم خردمند و باريكبين داشته و دارند و زيرا اينان هنوز نتوانستهاند اثبات لياقت و كفايت خود را براى عمران و آبادى كشور بمنصه ظهور درآورند . 19 . بيزمارك صدراعظم آلمان كه درنظر نمونه كامل حسن سياست قرار گرفته بود . 20 . مولتك صاحبمنصب پروسى كه اطريشها را شكست داد و شهرت جهانى يافت . 21 . سيد دربين رجال سياسى ايران بمرحوم ميرزاتقىخان نظر خاصى داشته و در شبنامههائى كه هنگام توقف تهران از طرف دوستان او برضد شاه منتشر مىشد ، هميشه قتل مرحوم امير را بعنوان مثال تاريخى ذكر مىكردند . 22 . در متن عربى المقتطف و ترجمهاى كه از آن در مجله آينده سال دوم بچاپ رسيد ، اين قسمت را اضافه بر متن مجله چهرهنما و صورت منقول در مجله محيط دارد : « ولى جرائد ما در ايران برضد اين مطلبند ، از كار خوب خوب مىگويند و از كار زشت هم
هامش
[ 1 ] در تاريخ نشر نامه در مجله محيط بسال : 1326 . . .