همچنين است وضع و حالت خارجه ايران كه ساليانه دولت مبالغ گزاف بر سفارتخانههاى خود خرج مىكند و نمىخواهد حسن نتيجه بردارد ، گويا مقصود از داشتن سفارتخانهها اين است كه بگويند : « شاه بوداغون باغيدهوار » [ 1 ] . هرگاه كسى در ايران بپرسد كه وجود سفير در خارجه براى چه چيز است ؟ شايد چندنفرى پيدا شوند كه بگويند : بلى سفير صورت پادشاه و چشم و گوش دولت است كه بايد آنچه ببيند و بشنود و بفهمد ، از روى صدق و راستى ، راپورت نمايد ، ولى كو آن دولتى كه وظايف مزبور را از سفير خود بخواهد و راپورتهاى او را به نظر دقت مطالعه نموده به ميزان عقل بسنجد و اجرا بكند و آنچه را كه بايد بكند ؟ . علاوه بر چند نفر مأمور بزرگ كه دولت ايران از قبيل « آژان ديپلماتيك » و « ژنرال گونسل » و « گونسل » در ممالك خارجه دارد ، قريب پانصدنفر نيز هر طبقه گونسل و ويس گونسل در نقاط مهم و يا جاهائى كه ابداً لازم نيست دارد ، معهذا از هيچكدام اينها راپورتى به سفارت و يا بوزارت خارجه خود نمىرسد و كسى هم متوقع اين خدمات از آنها نمىشود ، زيرا كه مقصود از مأموريت اينها ، كه نه مواجب دارند و نه معاش ، تحصيل امنيت تبعه و كسب اطلاع از وضع و حالات آنجاها نيست . اغلب اين مأمورين كه ذكر شد ، جهال و الواط و اشرارند ، تصور نمائيد از اين قبيل اشخاص كه حقوق خود را نمىدانند و مأموريتشان حفظ حقوق دولت است ، چه منفعتى به حال دولت و يا طبقهئى مقيم آن ولا است عايد تواند شد ؟ . بيچاره تبعه كه از ظلم و تعدى حكومت ايران فرار كرده و آمده در مملكت خارجه مىخواهد به فراغت و آسودگى مشغول كسب و داد و ستد خود باشد ، در آنجا هم دچار اين گونه مأمورين ايرانى گرديده و آنچه دارد و ندارد ! بايد فروخته صرف معيشت و گذران مأمورين مزبور نمايد تا بدان واسطه بتواند از غضب و سخط مأمورين ايران آسوده و ايمن 23 بماند ! . . . * * * اين مختصرى بود كه نوشتم و نمونهاى بود از جميع كارهاى داخله و خارجه
هامش
[ 1 ] . ضربالمثل تركى است .