نطق مىكنند كه عقل از كفايت آنها حيرت مىكند ، ولى درمقام عمل هيچيك از آن حرفها در خاطرشان نمىماند . هرگاه صديك نيروئى را كه وكلا در اقوال دارند ، در اعمال نيز مىداشتند ، هرآينه ايران يكى از دول بزرگ و متمدن محسوب مىشد . عاقلترين وزراى ايران شخصى است 17 كه به جهت خرابكردن دشمن خود در حضور همايونى ، خود واسطهء كار او شده شغل بسيار عمده و مهمى را كه ابداً آن بيچاره قالب آن كار نيست ، براى او تحصيل نمود و براى اجراى نفسانيت و اثبات كفايت خود ، موجب بسا خرابيها و مضرات براى ملك و ملت مىگردد . حيف نيست آدمى با آن هوش و ذكاوت و فطانت همه را درپى كسب نام و شهرت بيمعنى بوده و حقيقتاً كارى انجام ندهد كه باعث نفع و صلاح دولت و مايه خير و فلاح آخرت خود باشد ؟ ! 18 ما همه تصديق مىكنيم كه شماها ! در عقل و تدبير تالى بيسمارك 19 و در فنون لشگركشى استاد مارشال مولتيك 20 هستيد ، ولى قدرى هم بايد باصداقت به وطن خدمت كرد . اشتهار و افتخار را مانند : كونت كاور ايتاليا ، تير فرانسه ، نسلرود روس ، پالسمرستون انگليس بايد تحصيل كرد كه هر كدامى برحسب موقع دولت و اقتضاى وقت بچه تدبير تشبث كرده و دولت و ملت خود را بچه ترقيات رسانيدهاند و معذالك پس از مردن تركه آنها به صورت اموال افراد بىچيز و فقيرى فروخته شد . * * * بعيد نيست همين ذات ! اگر از اين فقره استحضار بهم رساند ، در پيش خود بگويد كه نويسنده اين مطلب عجب جاهل از وضع و حالت ايران است كه دولت ايران را هم بر دول بزرگ و متمدن قياس مىكند و همچو گمان مىبرد آن تدابيرى كه وزراى مستقل فرنگستان تا حال به كار برده و مىبرند ، در ايران هم با وضع كنونى ممكن است ، عرض خواهم كرد در زمان صدارت مرحوم ميرزا تقىخان اتابك اعظم همين ايران بود و همين شاه و بقول شما همين موانع ، چرا در زمان صدارت او كه دوسال بيش طول نكشيد ، آن همه ترقيات از قبيل قراولخانه ، انشاء مدرسه در طهران ، وضع سفراء در خارجه ، پارهء صنايع و بدايع ، بخصوص رواج كالاهاى خود مملكت و رونق
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٠٠