ميرزا آقا خان نورى دادند وآنهم مغزول شد و از ميان رفت . در سلطنت اين شاه ، حسام السلطنه سلطان مراد ميرزا « هرات » [ 1 ] را تسخير كرد . انگليسها كه راضى نبودند ، قشون به خليج فارس فرستادند . جنگى شد . بوشهر را گرفتند . محمره را كذلك .
« فرخ خان امين الملك كاشى » با سفير انگليس عهد ومصالحه نمود كه لشكر انگليس از ايران برود وعسكر ايران از هرات ، يعنى هرات را تسليم نمايند ، تا آنها از بوشهر درگذرند . ديگر در عهد اين شاه وقايع تركمانها بود كه به ايران تاخت وتاز مىنمودند و مردم را اسير كرده مىبردند . « حمزه ميرزاى حشمت الدوله » با وزرات « ميزرا محمد قوام الدوله » مأمور شدند به دفع شر آنها . رفتند وشكست خوردند و اين نبود مگر از اثر نفاقى كه در ميان بزرگان وسران سپاه بود . بارى ، يك چند هم « ميرزا محمد خان سپهسلار » صدارت يافت . ايامى هم « حاجى ميرزا حسينخان مشيرالدوله » صدراعظم شد . ترتيب وقاعده در مواجب ومستمريها نهاد تعدى حكام وولات را رفع نمود ورشوه را منسوخ ساخت وشاه را به فرنگستان برد تا به رأى العين ، اساس عدل و داد را به بيند بلكه متنبه شود وآسايش عباد را مؤسس گردد . در 1290 شاه به فرنك رفت و در مراجعت وزارى سوء منافق ورجال حيله باز ناموافق ، كه دانستند اين وزير شاه را براى چه به فرنك برده و از ترس اينكه مبادا شاه را ترغيب نمايد به تشكيل قانونى و دست ايشان از دغل بازى بريده شود ، پاى فشرده و اسباب عزل حاجى وزير را فرهم آوردند - بار ديگر كارش قوت پيدا كردند و به ترغيب او سفر ديگرى به فرنك رفت وفتنه شيخ عبيداللَّه را كه شنيديد ، همين حاجى ميرزا حسينخان رفته و آتش فتنه را خاموش ساخت . بعد از آن وزير مذكور ، ميرزا يوسف آشتيانى
هامش
[ 1 ] . از شهراى معتبر خراسان قديم وكانون نشر تمدن واكنون جزو خاك كشور افغانستان ، يعنى همسايه شرقى ايران ، در كنار « هريرود » واقع شده . اكنون جمعيت آن در حدود هشتاد هزار نفر است .