سال سلطنت نمود . فرزندان اين پادشاه بلاواسطه دويست و شصت نفر بودند . محمد شاه - جلوسش ( 1250 ) اول ميرزا ابوالقاسم قايم مقام فراهانى را وزير قرار داد . سال دوم « حاجى ميرزا آقاسى ايروانى » كه سابقا معلم شاه بود . در سنه ( 1253 ) به سمت هرات رفته آنجا را محاصره نمود ، ولى بواسطه سعايت وخصومت انگليسيها كه راضى به اين فتح نبودند ، دست برداشته به تهران برگشت . عثمانىها « محمره » را خراب كردند و در كربلاى معلى بسيارى از مردم ايران را كشتند . بعدها تعهداتى نموده عهد نامه بستند و در زمان اين پادشاه ، رابطه فرنگيها با ايران زيادتر از زمان فتحعلى شاه شد و عهد نامههاى تجارتى نيز به خارجه بسته آمد . اين پادشاه عليل المزاج بود و « نقرس » [ 1 ] داشت ، امورات ! داخله را حاجى ميرزا آقاسى مىگذرانيد ، اما درست ربطى به عمل ديوانى وپلتيك آن نداشت ، به قول داشمندى خوب بود وزير فلاحت بشود ! در امور ملكى خبط بسيار مىكرد ، فتنه خراسان را البته خواندهايد ؟ به هر حال محمد شاه سنه « 1267 ) وفات نمود . سلطنتش چهارده سال بود وناصر الدين ميرزا پسرش ، وليعهد بود در تبريز - از اول جلوس آغا محمد خان تا وفات محمد شاه - اگرچه در اوايل اساس وبنيان سلطنت ايران شالوده محكم نهاده شد ، ولى كمكم بواسطه بىعلمى و بىمبالاتى و بى قانونى وعدم رعيات قواعد مملكتى ، امراض صعب وسخت اعضاى ايران را فرا گرفت و اين ايران مريض ، متصل حال به حال مىشد ! گاهى به حالت كسالت ، زمانى به حال غشيه ، وقتى بيهوشى ، نوبتى هم مست ولا يعقل ، در اين اثناء يك دفعه هم شفا مىيافت وتندرست مىشد ! در اين حالت ملت آسوده
هامش
[ 1 ] . ( بكسر نون و را ) لغت عربى است ، و آن عبارت از ورم وآماس ودرد شديديست كه در پاى و بند انگلشتان واغلب در « شست » پا ، بروز مىكند !