اوضاع قاجار
بعدها وزارت به « ميرزا على اصغر خان [ 1 ] » رسيد كه الان صدر اعظم است ! وازكارهاى او كماً وكيفاً اطلاع داريد والان كه سنه 1303 هجرى است ، اين پادشاه مانند انگشترى در دست اوست . هرچه بگويد بشنود ، هر چه بخواهد بكند ! اما حال خود شاه ، آنچه از روى تحقيق دانستهام ، اينست كه به واسطه مراوده با اروپائيان ، شخصا علمى از سياست حاصل نموده ومىداند كه در مملكت بايد قانون باشد ، مىداند كه در مملكت بايد پارلمان باشد ، مىداند كه بايد قلمها آزاد گردد ، مىداند كه بايد ابواب مدارس مفتوح گردد ، مىداند كه ادارهجات ملتى بايد داير گردد ، مىداند كه ترقى وتمدن و ثروت ، تمام بسته به علم است ، همه را مىداند اما ابداً مايل نيست ونمىخواهد اينها را افشا نمايد ، بلكه نمىخواهد آشكارا بشود نمىخواهد چشم و گوش مردم باز شود نمىخواهد احدى نام قانون بر زبان جارى كند . همين قدر ميل دارد اختراعات علميه جديده صنايع به قدر ما يحتاج ، تشكيل يابد ، همين اندازه را مايل است وبس . بيش از اين نمىخواهد ملت بيدار شوند ، بلى گاهى امور ملكى را به عهده وزرائى چند موكول مىنمايد . مثل وزارت داخله ، وزارت خارجه ، وزارت عدليه ، وزارت ماليه ،
هامش
[ 1 ] . رجوع شود به زندگى فرصت ، داستان روى كار آمدن مجدد على اصغر خان و قتل او در كتاب « دبستان الفرصة » .