بودند و به راحت زندگانى مىكردند وفارغ البال بودند - بقول عوام الناس كه مىگويند زمان خاقان مغفور وشاه مبرور ! چقدر به مردم خوش گذشت ! - . اما چه عرض كنم ؟ كه همان راحت ، عين زحمت بود ، چرا كه در آن اوان ، آن مريض بى چاره كه گفتم ، هر ساعتى حالى مىداشت ، اگر چه گاهى برايش بحران بود ، و ليكن قطعاتى از بدنش را مىبريدند ، از هر طرف عضوى از اعضايش مقطوع مىشد ، هر كس بصيرتى در پلتيك [ 1 ] دارد ، مىداند چه عرض كردم . ناصر الدين شاه - جلوسش « 1264 » . « ميرزا تقى خان امير نظام اتابك اعظم » را وزير خود قرار داده « سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه » را با قشونى به خراسان فرستاد . فتنه وآشوب آنجا را رفع نمود ، در سنه « 1266 » خساراتى كه حاجى ميرزا آقاسى وارد آورده بود وخزانه را به خرج بيهوده زياد خالى نموده بود واختلالى در ماليات پيدا شده بود ، امير نظام جبران كرد ولايات را منظم نمود ، جور و ستم را از ميان برانداخت به عدل و داد گرائيد . علوم و صنايع را ترويج داد . عادات زشت را از ملت دور كرد . ترغيب به صفات حسنه نمود . ايجاد روزنامه وبناى مدارس گذارد . مرحوم ميرزا محمد حسين ذكاء الملك در تاريخ ايران كه خود نوشته ، نقل مىكند كه تاريخ قاجاريه به زبان انگليسى كه سياحى نوشته ، ترجمهاش اين است : « آنها كه امثال قيصر وشارلمان وناپلئون را وسايلى مىدانند كه خداوند آنها را براى ارائه طريق مىفرستد . درباره امير نظام نمىدانم چه خواهند گفت كه به اين زودى حكم تقرير در هلاك او صادر شد ونگذاشت مقاصد خود را انجام دهد وحال آنكه يقينًا از همان قبيل مذكور محسوب مىشود وملتى را آسوده و خوش بخت ومرفه مىنمود » ! . بارى بعد از سه سال صدارات ، او را به حكم شاه كشتند . بعد صدارت را به
هامش
[ 1 ] .politique- سياست - فن تمشيت امور داخلى و خارجى مملكت .