تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
وزارت جنگ ، اما كجا بكجا ؟ ! اين است حال پادشاه و همين سبب شده است براى اينكه ملت بيچاره ايران ، دچار ظلم و تعدى گرديده واينهم طبيعى آنها شده ، چنان كه پيش از اين گفتيم ، اگر وقتى دست ظلم از دامان اين ملت بدبخت كوتاهى كند ، بدبختانه متألم مىشوند ! چرا كه به استبداد خو نموده‌اند از آنطرف همسايگان ما برقوت خود افزوده‌اند و ما را ضعيف نموده‌اند . از ما كاسته و ترقى خود را خواسته‌اند . با اينكه اطبائى چند حاضرند ودوا هم آماده ، موقوف به اقدامى است كه بىعرضانه بشود و اين بيمار در تاب وتب و با ضطراب و تعب را ، به آن دوا بهبودى دهند . عقيده من كه الان نزد شما هستم ، اين است كه تاسيس حكومت منتظمه و وضع قانون وتعميم معارف وتشكيل مدارس دفع اين علل را از اين بيمار بنمايد ، حالا كه جان در ترقوه بيمار است ، علاج همين است كه گفتيم ، چرا كه اين دم واپسين است ، ديگر كار از دست مىرود بايد كار كرد و از راه كار برآمد . گوش به حرف اين سفيهان حكيم‌نما نبايد نمود . فسلفه بافان را نبايد اعتنا كرد ، آنان را كه به اسم پيشوائى ملت ! بر مسند قضاوت نشسته‌اند و رشوه مىگيرند و حكم بناحق مىكنند نبايد پوزش نمود و دست بوسى كرد وعلماى حق گو و حق شناس را بايد سپاس گفت ، امروز روزى نيست كه كسى گول بخورد . بساطهاى طرارى به كلى برچيده وفرشهاى معرفت گسترده شده ، علوم جديده طلسمات عديده را شكسته ، اوهام قديمه از ميان رخت بسته . اما چه بايد كرد ؟ كه بسيارى از شما چنان خفته‌ايد مثل اينكه مرده باشيد ! پنبه غفلت در گوش ، خبر از هيچ جا نداريد . أى مردم بيهوش ، همسايگان شماها كلاه از سر شما مىبرند ، ملتفت نمىشويد . كدام علم بوده كه از ايران نبرده ونياموخته‌اند ؟ و به تكميلش نپرداخته‌اند ؟ بسيارى از صنايع را علماى شما ، يعنى حكماى اعصار شما مىدانستند ، اگر بخواهيد به شماها بگويم ومدلل بدارم و اسم ببرم ، ذره‌بين - دوربين - تلفن ونحوها ، كى اختراع شد وكى اختراع آنها را كرد ؟