تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1007

مساهمون:

ص١٠٠٧
اگر آن دم نياموزى تو گفتار * درازا منزلا و مشكلا كار

« و اعلموا أنهّ ليس لهذا الجلد الرّقيق صبر على النّار ، » و بدانيد كه نيست مر اين پوست تنگ را شكيبايى بر آتش . « فارحموا نفوسكم ، فإنّكم قد جريتموها ( 1 ) في مصائب الدّنيا . فرأيتم ( 2 ) جزع أحدكم من الشّوكة تصيبه ، و العترة ( 3 ) تدميه ، و الرّمضاء تحرقه » پس رحم كنيد بر نفسهاى خويش ، پس بدرستى كه شما بتحقيق آزموده‌ايد تن خويشتن را در مصيبتهاى دنيا . پس ديده‌ايد ناشكيبايى يكى از شما از خارى كه برسد به او ، و تيزى دندانى كه خون آلود كند او را ، و زمين تافته‌اى كه بسوزاند او را عطّار :

اشك مى بارم به زارى بر دوام * چه كنم و چه كنم همى گويم مدام تا كسى كو پيشم آيد راز جوى * گويدم آخر چه بودت بازگوى من به دو گويم كه اى صاحب مقام * مى ندانم مى ندانم و السّلام چه كنم و چه كنم هميشه گفت ماست * مى ندانم مى ندانم جفت ماست ( 4 )

« فكيف إذا كان بين طابقين من نار ، ضجيع حجر ، و قرين شيطان » پس چگونه باشد شكيبايى او گاهى كه باشد در ميان دو تابهء از آتش ، در حالتى كه همخوابهء سنگ وقود باشد . قال تعالى : وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ ، ( 5 ) و همخانهء شيطان باشد قال تعالى : فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ . ( 6 ) « أ علمتم أنّ مالكا إذا غضب على النّار حطم بعضها بعضا ، » ( 7 ) آيا دانسته‌ايد كه مالك گاهى كه غضب كند بر آتش ، بشكند بعضى از او بعضى ديگر را . « و إذا زجرها توثّبت بين أبوابها جزعا من زجرته » و هر گاه كه زجر كند آتش را ،

هامش
( 1 ) نهج البلاغه : جرّبتموها
( 2 ) همان : أ فرأيتم
( 3 ) همان : و العثرة
( 4 ) مج : اشعار عطّار محذوف
( 5 ) البقرة : 24
( 6 ) الشعراء : 94
( 7 ) نهج البلاغه : لغضبه