تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣

« قذفا لغيب بعيد ، و رجما لظنّ مصيب ، » ( 1 ) - قذفا مفعول « رماكم » است - يعنى انداخت به شما از مكان قريب انداختن امر غيب بعيد از علم او ، و سخن گفت از ظنّ مصيب . كما قال تعالى : وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظنَهَُّ فاَتبَّعَوُهُ إِلّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 2 ) . « صدقّه به أبناء الحميّة ، و إخوان العصبيّة ، و فرسان الكبر الجاهليّة . » تصديق كردند ابليس را به آن قذف بعيد و ظنّ مصيبت فرزندان حميّت و برادران عصبيّت ، و سواران مراكب كبر و جاهليّت . رسالتين :

هر كه باشد ساده نقش و سست پى * سوى اسفل مى رود همراه وى و آن كه باشد استقامت مايه‌اش * مى جهد شيطان چو ديو از سايه‌اش

« حتّى إذا انقادت له الجامحة منكم ، و استحكمت الطّماعيّة منه فيكم ، » تا زمانى كه منقاد آن لعين شد آن كس كه سر كشنده بود با او از شما ، و مستحكم شد طمع كردن از او در شما . « فنجمت الحال من السّرّ الخفىّ إلى الأمر الجلىّ ، » پس ظاهر شد حالى كه مى خواست و طالب آن بود از شما و ظنّ آن مى برد در شما كه آن غوايت و ضلالت است از قوهّ به فعل . « استفحل سلطانه عليكم ، و دلف بجنوده نحوكم ، » عظيم شد سلطنت و غلبهء او بر شما ، و نزديك راند با لشكرهاى خود به جانب شما . « و أقحموكم ولجات الذّلّ ، » و در آورد شما را در طريق مذلّت . « و أحلّوكم ورطات القتل ، » و فرود آورد شما را در ورطه‌هاى قتل ، مثل بيابان و كوه و زمينهاى چول ( 3 ) كه راه به در رفتن از آنجا نيست الّا هلاك .

هامش
( 1 ) نهج البلاغه : غير مصيب
( 2 ) سبأ : 20
( 3 ) چول : بيابان ريگزار ، صحراى خالى از بشر