تا چند از اين غرور بسيار تو را * تا كى ز خيال هر نمودار تو را
سبحان اللّه كار تو كارى عجب است * تو هيچ نهاى وين همه پندار تو را
قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : ( 1 ) « ما من أحد إلّا و معه ملكان يمسكانه ، فإن هو رفع نفسه جبذاه ، ثمّ قال : اللّهمّ ضعه ، و إن وضع نفسه قالا : اللّهمّ ارفعه . » يعنى با هر يك از شما دو ملك هست كه چون نفس خود را به تكبّر بركشيد عنان او را باز كشند و گويند : خداوندا او را پست گردان ، و چون فروتنى كند گويند : الهى او را بلند گردان . سعدى :
طريقت جز اين نيست درويش را * كه افكنده دارد تن خويش را
بلنديت بايد تواضع گزين * كه آن بام را نيست سلّم ( 2 ) جز اين
تو خود را گمان بردهاى پر خرد * إنائى كه پر شد دگر چون برد
ز دعوى پرى زان تهى مى روى * تهى آى تا پر معانى شوى
ز هستى تهى آى سعدى صفت * تهى گرد و باز آى پر معرفت
روى أنهّ سئل عن عيسى - على نبيّنا و عليه الصلاة و السلام - : ( 3 ) « أ تحيى الموتى قال : نعم بإذن اللّه . قال : ا تبرئ الأكمه و الأبرص قال : نعم بإذن اللّه . قيل : فتعالج الأحمق المعجب رأيه قال : لا . » و روى عن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : ( 4 ) « إذا رأيتم الرّجل لجوجا معجبا برأيه فقد تمّت خسارته . » مولانا :
علّتى بدتر ز پندار كمال * نيست اندر جانت اى مغرور ضال
از دل و از ديدهات پس خون رود * تا ز تو اين معجبى بيرون رود
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 225
( 2 ) سلّم : نردبان
( 3 ) « يا روح اللهّ ، و ما الأحمق قال : المعجب برأيه و نفسه » بحار الأنوار ، ج 14 ، ص 323
( 4 ) آداب النفس ، ج 1 ، ص 203