تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
اى دل صفت نفس بدانديش مگير * بر جهل پى صورت از اين بيش مگير كوتاهى عمر مى نگر غرهّ مباش * چندين امل دراز در پيش مگير ( 1 )

« و هى و إن غرّتكم منها فقد حذّرتكم شرّها . » و او اگر چه فريفته است شما را از خويش ، پس بدرستى كه تخدير كرده است شما را از شرّ خويش . « فدعوا غرورها لتحذيرها ، و أطماعها لتخويفها ، » پس رها كنيد فريب او را از براى تحذير او ، و به طمع انداختن او را براى ترسانيدن او . « و سابقوا فيها إلى الدّار الّتى دعيتم إليه ، » ( 2 ) و مسابقت كنيد در اين خانه به سوى خانه‌اى كه خوانده‌اند شما را به آن . « و انصرفوا بقلوبكم عنها ، » و باز گرديد به دلهاى خويش از او .

كوشش از تن ، كشش ز جان خيزد * جنبش از ترك اين و آن خيزد

« و لا يحنّنّ أحدكم عليها حنين ( 3 ) الأمة على ما زوى عنه ، » و بايد كه مهربان نشود يكى از شما بر او مهربان شدن كنيزك بر آنچه قبض كرده شده از آن از او . خصّ « حنين الأمة » لأنّ الغالب عليها الغربة ، فتحنّ إلى أصلها . « و استتمّوا نعمة اللّه عليكم بالصّبر على طاعة اللّه و المحافظة على ما استحفظكم من كتابه . » و تمام گردانيد نعمت خداى را بر خويش به شكيبايى بر فرمانبردارى خداى ، و نگهبان بودن بر تحفّظ آنچه طلب كرده شما را از حفظ كتاب او . « استحفاظهم كتاب اللّه » أمرهم بالمحافظة على قوانينه و بالعمل به . « ألا و إنهّ لا يضرّكم تضييع شيء من دنياكم بعد حفظكم قائمة دينكم . » و بدانيد كه گزند نمى رساند شما را ضايع كردن چيزى از دنياى شما بعد از حفظ كردن شما قاعدهء دين شما را . « ألا و إنهّ لا ينفعكم بعد تضييع دينكم شيء حافظتم عليه من أمر دنياكم . » و بدانيد

هامش
( 1 ) مج : « اشعار » محذوف
( 2 ) نهج البلاغه : إليها
( 3 ) همان : و لا يخنّنّ . . . خنين ، خنين : گريستن از راه بينى