« قبل إرهاق الفوت ، و حلول الموت . » پيش از لاحق شدن فوت ، و فرود آمدن موت .
عطّار :
كار خود در زندگانى كن به برگ * ز ان كه نتوان كرد كارى روز مرگ
اين زمان درياب كاسان با شدت * ور نه دشوارى فراوان با شدت
« فحقّقوا عليكم نزوله ، و لا تنتظروا قدومه . » پس محقّق كنيد بر خويشتن نازل شدن او را ، و انتظار مكشيد فرود آمدن او را .
مولانا :
هان و هان اى راهرو بى گاه شد * آفتاب عمر سوى چاه شد
تا نمرد است اين چراغ پر گهر * هين فتيلش ساز و روغن زودتر
هين مگو فردا كه فرداها گذشت * تا به كلّى نگذرد ايّام گشت