بلكه وسيع كنند پوست بدن او تا بنهند هر درهمى و دينارى در موضع على حدهّ به داغ كردن » . پرسيدند از يكى علما كه چرا تخصيص كرده داغ كردن پيشانى و پشت و پهلوى جواب گفته : از براى آنكه توانگر صاحب كنز مال هر گاه كه ديد فقيرى پيشانى درهم مى كشد ، و پشت به جانب او مىكند ، و پهلو از او خالى مىكند ، پس بدان مستوجب داغ پيشانى و پشت و پهلو مى گردد . قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : ( 1 ) « ما من صاحب ذهب و لا فضّة لا يؤدّى منها حقّا إلّا إذا كان يوم القيامة صفّحت له صفائح من نار ، و احمى عليها في نار جهنّم ، فتكوى بها جبهته و جنبه و ظهره ، كلّما بردت اعيدت له في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة حتّى يقضى بين العباد ، فيرى سبيله إمّا إلى الجنّة و إمّا إلى النّار . » يعنى نيست هيچ صاحب طلا و نه صاحب نقره كه ادا نكرده از آن حقّ اللّه الّا كه باشد روز قيامت كه صفيحهها ( 2 ) سازند از آتش ، و تافته كنند آن را در آتش دوزخ ، پس داغ كنند به آن پيشانى او و پهلوى او و پشت او ، هر گاه كه سرد شود آن صفيحهها باز گرم و تافته كنند از براى او در روزى كه باشد مقدار او پنجاه هزار سال تا قضا كرده شود ميان بندگان ، پس نموده شود سبيل او يا به بهشت يا به دوزخ . « فمن أعطاها طيّب النّفس بها ، فإنّها تجعل له كفّارة ، و من النّار حجابا ( 3 ) و وقاية . » پس آن كس كه بدهد زكات را به طيب نفس و خوش دلى به آن دادن ، پس بدرستى آن را بگردانند از براى او كفاّرهء گناهان ، و بگردانند آن را حجاب از آتش و وقايه و حفظ از ورود عذاب . قال ابن عمر : « ما ابالى لو كان لى مثل أحد ذهبا أعلم عدده ازكيهّ ، و أعمل بطاعة اللّه عزّ و جلّ . » « فلا يبيعنّها ( 4 ) أحد نفسه ، و لا يكثرنّ لهفه ، » پس بايد كه نفروشند براى دادن
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 846
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٨٤٦
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 243
( 2 ) مج : صحيفهها [ صحيفه : نامه ، كتاب ] ، صفيحه : ورقهء نازك فلزى
( 3 ) نهج البلاغه : حجازا
( 4 ) نهج البلاغه : فلا يتبعنّها