من قوله - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : ( 1 ) « الإيمان بضع و سبعون بابا ، و كلّ واحد من هذه الرّذائل تزيح ( 2 ) خصلة من مكارم الأخلاق » . فإذا تنزّل الحسد منزلة الأكل و الإيمان منزلة المأكول . عطّار :
تويى حرص و تويى كبرىّ و آز * در سخن گفتن ببايد چون پياز
[ مولانا ]
ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته * مى نخواهد شمع كس افروخته
بر كن اين بيخى كه حرص است و حسد * ياد كن « فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ » ( 3 )
تو حسودى كز فلان من كمترم * مى فزايد كمترى در اخترم
خود حسد نقصان و عيبى ديگر است * بلكه از جمله بديها بدتر است
خاك شو مردان راه را زير پا * خاك بر سر كن حسد را همچو ما
آن بليس از ننگ و عار كمترى * خويشتن انداخت در صد ابترى
آن ابو جهل از محمّد عار داشت * و ز حسد خود را به بالا مى فراشت
بو الحكم نامش بد و بو جهل شد * اى بسا اهل از حسد نا اهل شد
هامش
( 1 ) مشكاة الأنوار ، ص 40
( 2 ) مج : تريح
( 3 ) المسد : 5
4 اشعار مولانا پيوسته به يكديگر نبوده و در دفاتر مثنوى پراكنده است بيت اول ( ز آنكه هر بدبخت . . . ) در دفتر چهارم مثنوى و بيت 2679 ، بيت دوم : دفتر چهارم و بيت 1385 ، بيت سوم و چهارم : دفتر دوم و ابيات 804 و 805 ، بيت پنجم : دفتر اول و بيت 436 ، سه بيت پايانى : دفتر دوم و ابيات 806 ، 808 و 809 .