تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
كلّ من آمد مرتضى ، كلّ وى آمد مصطفى * كلّات كلّ آمد خدا ، ز اينجا مرو بالاترك

از اين است كه به حكم « الولد سرّ أبيه » در جميع عوالم و مواطن سير ادوار انبيا و اوليا ، ميان پدر - كه نور خاتم الانبياء است - و فرزند - كه نور خاتم الاولياست - متحقّق است . چه معيّت سرّى كه با جميع انبيا داشت ، هم معيت سرّى است با خاتم انبيا . چه همچنان چه هر نبىّ حامل نشئه‌اى از نشئات نبوّت ختميه است ، صاحب تأييد او نيز حامل نشئه‌اى از نشئات تأييديهء علويه است . ( 1 ) و نكته در سرّ و جهر آن است كه صورت نشئهء عنصريهء علويه ، مرآت جميع نشئات ولايت است ، و صورت جسدى هارونى مثلا ، صورت نشئه‌اى از نشئات ولايت است ، كه جميع آن نشئات بعد الاجتماع به صورت جسدى علوى در زمان ختم نبوّت كه وقت ظهور اجتماع جميع نشئات نبوّت است ، ظاهر شد جهت تأييد جمعى حامل نبوّت ختمى . اين است حقيقت معيت كه از باب معيت جزء است با كلّ . و بر ارباب فطنت و اهل بصيرت مخفى نماند كه اخصّ و اولى به آيهء كريمهءوَ الَّذِينَ معَهَُ ( 2 ) - الآية - آن كس است كه از تاريخ « كان محمّد نبيّا و آدم بين الماء و الطّين و علىّ وليّا و آدم بين الماء و الطّين » مصدّق نبوّت ازليهء او بوده باشد ، و لهذا سمّى بالصدّيق الأكبر و نزل فى شأنه‌يتَلْوُهُ شاهِدٌ مِنْهُ ( 3 ) . يا اخى معيت ازليهء عين علويه با حقيقت محمدّيه - عليهما أفضل الصلاة و التحيّة - از كتابت كنگرهء عرش الرحمن بخوان تا رتبت « ما ظننتم باثنين ، اللّه

هامش
( 1 ) حاشيهء مج ، دا : بنا بر آنچه گذشت كه عالم اجسام همچون ظلّ عالم ارواح است و تابع او در صفات و احكام . ( منه )
( 2 ) الفتح : 29
( 3 ) هود : 17