پرش به محتوای اصلی

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحه 574

پدیدآورندگان:

ص۵۷۴
بنعت العيان . فعلم اليقين لأرباب العقول ، و عين اليقين لأصحاب العلوم ، و حقّ اليقين لأصحاب المعارف . و جميع اين طوايف ارباب يقين ، مستفيضان و طائفان حرم سراى مرتضوى اند و گدايان و قارعان باب مدينهء علم مصطفوى ، و لهذا قال : « هم أساس الدّين و عماد اليقين » . قاسم : ( 1 )
اى رهنماى ملك معانى چه گويمت * در دين حق مساعد جانى ، چه گويمت هر زنده‌دل كه نام تو بشنيد زنده شد * سلطان شهر زنده‌دلانى چه گويمت من وصف گفتنت نتوانم به هيچ حال * چون پادشاه ملك عيانى چه گويمت تو مير رهروانى و صد جان طفيل توست * اى جان و دل تو جان جهانى چه گويمت سلطان هر دو كونى و عالم گداى توست * در ملك فقر ، شاه نشانى چه گويمت خواهم به جان كه مدح تو گويم به صد زبان * چون بينمت كه برتر از آنى چه گويمت اى شهريار ملك ولايت تو را سلام * برتر ز عقل و فكر و بيانى چه گويمت
پاورقی
( 1 ) مج : لفظ ( قاسم ) محذوف