ضيعة إلى أحد من ولد عبد المطّلب ، و لم يجازه عليها ، فأنا اجازيه غدا إذا لقينى يوم القيامة . » حرام است بهشت بر كسى كه ظلم كند بر اهل بيت من ، و ايذا به من رساند به جهت آنكه اذيّت به عترت من رسانيده باشد ، و هر كس كه نيكويى كند با يكى از فرزندان عبد المطّلب ، و آن فرزند عوض آن نيكوكننده ندهد ، پس من جزاى آن نيكى به او دهم فرداى قيامت چون آن كس به من رسد . » سعدى :
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى * حبّ محمّد بس است و آل محمّد
اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد روايت است از هلال بن حمامه كه گفت : روزى بر ما طالع شد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - متبسّم و خندان ، و روى او مشرق و تابنده بود همچون دايرهء قمر . پس برخاست يكى از اصحاب و گفت : يا رسول اللّه اين چه نور است فرمود - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : « بشارة أتتنى من ربّى فى أخى و ابن عمّى و ابنتى . » يعنى بشارتى است كه آمده است مرا از پروردگار من در شأن برادر و پسر عمّ من و در شأن دختر من . « فإنّ اللّه زوّج عليّا من فاطمة ، و أمر رضوان خازن الجنان ، فهزّ شجرة طوبى ، فحملت رقاقا - يعنى صكاكا - بعدد محبّى أهل البيت ، و أنشأ تحتها ملائكة من نور ، و دفع إلى كلّ ملك صكّا . فإذا استوت القيامة بأهلها ، نادت الملائكة فى الخلائق ، فلا يبقى محبّ لأهل البيت إلّا دفعت إليه صكّا فيه فكاكه من النّار ، فصار أخى و ابن عمّى و ابنتى فكاك رقاب و رجال و نساء من امّتى من النّار . » يعنى بدرستى كه خداى تعالى به زنى داد على را فاطمه ، و امر كرد رضوان را كه خازن بهشت است ، پس جنبانيد درخت طوبى را ، پس بار گرفت به نامهها و صحيفهها به عدد دوستداران اهل بيت ، و آفريده است در تحت شجرهء طوبى ملايكه از نور ، و هر ملكى را صحيفهاى داده است از آن صحايف . پس هرگاه كه قيامت قائم شود ، ندا كنند آن ملايك در ميان خلايق ، پس نماند هيچ محبّ اهل بيت الّا كه بدهند به او