خطبه 116
و من خطبة له - عليه الصّلوة و السّلام - ( 1 ) : « أرسله داعيا إلى الحقّ شاهدا ( 2 ) على الخلق ، » ارسال فرمود حقّ تعالى آن حضرت را - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در حالتى كه دعوت كننده بود به حقّ و شاهد بود بر خلق . « فبلّغ رسالات ربهّ غير وان و لا مقصّر ، » پس رسانيد پيغامهاى پروردگار او ، بى سستى و بى تقصيرى . « و جاهد فى اللّه أعداءه غير واهن و لا معذّر . » و جهاد كرد در راه خداى با اعداى او ، بى وهنى و بى عذرى .
محمّد كه ازل تا ابد هر چه هست * بر رايش نام او نقش بست
محيطى چه گويم چو بارنده ميغ * به يك دست گوهر به يك دست تيغ
به گوهر جهان را بياراسته * به تيغ از جهان داد دين خواسته
« إمام من اتّقى ، و بصر من اهتدى . » امام و پيشواى هر متّقى ، و چشم و چراغ هر مهتدى .
از او بينايى اندر چشم بينش * رخش چشم و چراغ آفرينش
منها - من هذه الخطبة - : « فلو تعلمون ما أعلم ممّا طوى عنكم غيبه ، إذا لخرجتم إلى الصّعدات تبكون على أعمالكم ، و تلتدمون على أنفسكم . » پس اگر بدانيد شما آنچه من مى دانم ، از آنچه مطوى و مخفى است از شما غيب او از اهوال آخرت ، هر آينه بيرون رويد به صحراها بر حالى كه گريه كنيد بر اعمال خويش ، و اضطراب كنيد بر نفسهاى خود به
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 116 .
( 2 ) نهج البلاغه : و شاهدا