تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

ضرب بر سر و روى و سينهء خويش . « و لتركتم أموالكم لا حارس لها و لا خالف عليها ، » و هر آينه ترك كنيد اموال خويش را ، نه كسى حراست و نگهبانى او ( 1 ) كند ، و نه كسى خلف و بدل شما باشد بر محافظت آن . « و لهمّت كلّ امرى ء منكم نفسه ، لا يلتفت إلى غيرها ، » و هر آينه قصد كند و اهتمام نمايد هر كس از شما به اصلاح نفس خويش ، ملتفت نشود به غيرى .

مگر تو بى خبرى كاندر اين مقام تو را * چه دشمنان حسودند و دوستان غيور بكوش تا به سلامت به مأمنى برسى * كه راه سخت مخوف است و منزلت بس دور ببين كه چند نشيب و فراز در راه است * ز آستان عدم تا به پيشگاه نشور تو را منازل دور و دراز در پيش است * بدين دو روزه اقامت چرا شوى مغرور
« و لكنّكم نسيتم ما ذكّرتم ، و أمنتم ما حذّرتم ، » و ليكن شما فراموش كرديد آنچه ياد دادند شما را از آيات اللّه ، و ايمن شديد از آنچه تحذير و تخويف شما كردند از وعيد اللّه . « فتاه عنكم رأيكم ، و تشتّت عليكم أمركم . » پس متحيّر شد از شما رأى شما ، و پريشان شد بر شما امر دين شما .
هامش
( 1 ) دا : نگهبانى آن