« عترته خير العتر ، و اسرته خير الأسر ، و شجرته خير الشّجر ، » و نسل او بهترين نسلها است ، و قبيلهء او بهترين اقوام و قبيلهها ، و شجره و اصل او بهترين اصلها .
« نبتت فى حرم ، و بسقت فى كرم ، » رسته است شجرهء او در حرم ، و بالا كشيده است در كرامت و كرم .
« لها فروع طوال ، و ثمر لا ينال ، » مر آن شجره را شاخههاى دراز است ، و ميوهاى كه دست كس نمى رسد به آن از علوم و اخلاق كريمه .
« فهو إمام من اتّقى ، » پس او - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - امام هر متّقى است .
قيل : الإمام هو الذى يعاشر الناس و لا يؤثّر ذلك فيما بينه و بين ربهّ بسبب ، كالنبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كان قائما مع الخلق على حدّ الإبلاغ و قائما مع اللّه على المشاهدة .
« و بصيرة من اهتدى » و بينايى ديدهء هر مهتدى .
از او بينايى اندر چشم بينش * رخش چشم و چراغ آفرينش
« سراج لمع ضوءه و شهاب سطع نوره ، و زند برق لمعه ، » چراغى است درخشنده روشنايى او ، و ستارهاى است كه دميده است نور او ، و آتش زنهاى است افروزنده درخشيدن او .
لفظ بصيرت و سراج و شهاب و زند ، استعارات است به اعتبار بودن آن حضرت - عليه أفضل صلوات المصلّين - سبب هدايت خلق به ابراز دين .
عطّار :
محمّد آفتاب آفرينش * مه افلاك معنى چشم بينش
چراغ معرفت شمع نبوّت * سراج امّت و منهاج ملّت
دو عالم را مفاتيح الهدى بود * دو گيتى را مصابيح الدّجى بود
« سيرته القصد ، و سنتّه الرّشد ، » سيرت و شيمهء او قصد است و رفتن ميانهء