را باطن بودن از ظاهر شدن ، و قطع نمى كند او را پيدا بودن از پنهان بودن .
عطّار :
پيداتر ازين نمى توان شد * مخفى تر ازين نمى توان بود
اين بنا بر آن است كه ظهور و بطون حقّ تعالى نسبت با مظهر است ، و مظهر نه امرى است زايد بر ذات الهى ، زيرا كه اعيان عالم كه مظاهرند ، صور علميهء شئون ذاتيه الهيهاند . « قرب فنأى ، و علا فدنا ، و ظهر فبطن ، فعلن ( 1 ) ، و دان و لم يدن . » قريب شد پس بعيد گشت ، و بلند شد پس نزديك شد ، و ظاهر شد پس پنهان شد ، و پنهان شد پس آشكاره شد . « لم يذرء الخلق باحتيال ، و لا استعان بهم لكلال . » نيافريد خلق را به حيله ساختن ، و طلب يارى نكرد به ايشان از براى مانده شدن .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : و بطن فعلن