روح در مرتبهء تلوين بود ، و اين مرتبهء اوّل تلوين است ، و چون به مرتبهاى رسد كه هيچ يك از اسمايى كه در حيطهء اسم الظاهراند ، حجاب ديگرى نشود ، مرتبهء اوّل تمكين كه مقابل مرتبهء اوّل تلوين است او را حاصل شود ، و تجلّى به اسمايى كه در حيطهء اسم الباطن اند ، منتقل شود و بر همان قياس مرتبهء دوم تلوين و تمكين حاصل شود . امّا هر يك از الظاهر و الباطن حجاب يكديگر شوند و اين مرتبهء سوم تلوين است ، و چون كار به جايى رسد كه هيچ يك از الظاهر و الباطن حجاب ديگرى نشود ، مرتبهء سوم تمكين حاصل شود ، و روح را در اين مرتبه « دل متبحّر » گويند ، و دل حقيقى كه جامع حقايق وجوبيه و امكانيه و احكام و آثار هر دو باشد ، اين است ، و اين مقام را مرتبهء كمال گويند و مرتبهء اكمليت كه به حقيقت از آن خاتم الأنبياست - عليه أفضل الصلوات و أكمل التحيّات - و اقطاب محمّدى را به طريق وراثت از آن نصيبى به قدر متابعت هست فوق اين مرتبه ، يعنى مرتبهء كمال است .
قوله عليه - الصلاة و السلام - : « معجونا » حال من قوله إنسانا « بطينة الألوان المختلفة » يعنى سرشته شده بود به طينت رنگهاى گوناگون ، و مراد از طينت الوان ، موادّ مخالط بدن انسان است كه به آن مستعدّ قبول الوان مختلفه مىشود . مصباح :
جسم تو كه جاى جان پاك است * از آتش و باد و آب و خاك است
مى پروردت به قوت ( 1 ) قوّت * در زاويهء چهار علّت
هست از تر و خشك و گرم و سردت * سرخ و سيه و سفيد و زردت
« و الأشباه المؤتلفة » و به طينت اشباه مؤتلفه همچون عظام و اسنان ، « و الأضداد المتعادية » همچون كيفيات اربع « و الأخلاط المتباينة » همچون دم و بلغم و صفرا و سودا ، « من الحرّ و البرد و البلّة » و هى الرطوبة ، « و الجمود » و هى اليبوسة ، و اين مجموع از كيفيات جسمانى است ، « و المسائة و السّرور » و غم و شادى كه از
هامش
( 1 ) مج : قوت و