تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

هم نشينى

اى دوست تو هم صحبتى بى خردان * نگزينى كه همچو اوى گردى نادان ابله ز حماقتش دهد جلوه نيك * ميلش كه قبولت شود هر نكته ز آن
لا تصحب المائق فانه يزين ( إلخ ) هم صبحت و هم نشين احمق نباش كه كار و كرده و گفته خويش را در نظرت زيبا جلوه دهد و بر ميل خويش داند و خواهد كه مثالش شوى چون بى خرد است و بر آنكه تو از حماقتش خوشحال گشته و تصديق نمايى و از او پيروى كنى ترا دوست بدارد و بدان كه خردمندان هرگز هم نشين احمق و نادان نمى گزيند و خود را چون او به ندانستن نمى اندازند چنان كه مدتى هم نشين بى خردان گشته و دمسازشان گردى چون آنان بى خرد و ابله خواهى بود و نيز خردمندان و عاقلان جوياى هم نشينى چون عاقل دانش پژو بوده تا چندى بر معلوماتشان بيافزايند پس هم صحبتى نادان شدن همانا جهل بى خردان را بر خويشتن تلقين نمودن و به عقب برگشتن ، چنان كه نادان مى خواهد و ميل دارد حماقتش را نيك جلوه دهد و خواهان آن است كه هم صحبتش نيز بقبولد از او هر گفته‌اى را ، و لو كذب و يا بى معنى و گمراه كننده باشد و چون مورد قبول افتد عقل ضعيف شده مثالش گردد ،
منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 126 | احمد على بابائى