تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

مال دنيا

اى بسته به دارائى دنياى دل خود * نتوانى بگور بردن اين حاصل خود گيرد ز تو روزگار هر آنچه دهد * اندك بنگر بحشر بس مشكل خود
ما قال الناس لشيء ، و لا ( إلخ ) نگويند مردم خوشا به حال كسى مگر روزگار پنهان دارد فرداى بدش را ، و تو اى خردمند و پارسا بدان و آگاه باش كه آنچه در جهان است و از جهان بدست آمده از دست مى رود و فنا گردد و آنچه روزگار به تو مىدهد از تو باز مى گيرد كه تو بايد دانا باشى و دل به آن نبندى كه به همان اندازه پارسايى در آن سراى اندوخته‌اى براى خود داشته و از جزاى اعمال پليد و شيطانى برى خواهى بود و بايد بدانى كه آنچه اندوخته و بدست آورده‌اى دانه‌اى جو و يا سكه‌اى از آن را به گور نخواهى برد و بر دارايى و آنچه اندوخته دارى دل خوش مكن و اندكى هم بفكر آن سراى باش كه چه بر سرت خواهد آمد و چگونه حساب عمل خويش خواهى داد . پس : اى دوست بدارايى و مال دنيا كه اندوخته و بدست آورده‌اى دل مبند كه نتوانى با خويش به گور برد و آنچه بدست آورده و فراهم نموده‌اى روزگار از تو بستاند و خردمند و پارسا كسى است كه اندكى بروز جزا بينديشد كه بسيار مشگل است پاسخ دادن بدون اعمال نيك و فقط عمر در اندوختن و جمع آورى بگذرد .
منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 124 | احمد على بابائى