پند
آن پرده كه بين غفلت و پند كشيد * يك عده بديدند و چه بسيار نديد
آن كس كه نصيحت ز خردمند شنيد * آن پرده پنهانى پيروزى دريد
بينكم و بين الموعظة ( إلخ ) ميان شما و نصايح و اندرزها پرده و رازى وجود دارد كه آن پرده نامش ندانستنى ها و غفلت باشد ، كه به گوش گرفتگان پند آن پرده غفلت را پاره نماينده و در جهان دو دسته زندگى مى كنند ، دستهاى كه آن پرده را مى بينند كه به گوش مى گيرند پندها و اندرزها را و چون تيرى در دست دارند كه بدرند پرده ندانستنى ها را و سد راه پيروزى را بشكنند ، دستهاى ديگر كه نمى بينند آن پرده را همانا به گوش نمى گيرند پندها و اندرزها را و بدنبال خواهش هاى دل روند و گمراه گردند كه موجب تباهى است و از خداوند بى خبر مى شوند و ايمان را بهوى و هوس نهاده از كفار گردند و خردمند كسى است كه نصايح را به گوش گيرد و از آن بهرهمند گردد .
پس : پردهاى كه بين غفلت و پند كشيده شده است عدهاى مى - بينند و عدهاى هم نمى بينند ، آن عده كه مى بينند ( درك ميكنند ) همان باشند كه پند خردمندان را به گوش دارند و آن پرده پنهانى پيروزى را با انديشيدن در پندى كه شنيدند بدرند ، و اما آن عده كه نمى بينند گمراهند و موفق نشوند زيرا نصيحت به گوش نگرفته و خود را دانا پندارند .