ظاهر و باطن
ظاهر چه كنى نكو و پنهان زشتى * در سختى خود رحم ز مردم كشتى
روشن نبود بخلق ، داند كه خداى * زين خوى پليد راهى دوزخ گشتى
اللهم انى اعوذ بك من ان تحسن ( إلخ ) خداوندا ، به تو پناه مى برم از اين كه ظاهرم نيكو و باطنم در پنهانى زشت نباشد ، و دور نگردم از رحمت هايت كه پناهم تواى و از همه هستى ام تو خبر دارى ، مى دانى چه آمد و چه آيد ، و تو اى مؤمن و پارسا ظاهر خويش را آراسته مكن در حالى كه باطنت از ريا و زشتى مملو گشته باشد و باطن تو نزد خداوند آشكار است اگر چه از مردم پنهان نمايى و ظاهرى آرام و فريبكار به مردم نشان دهى و چون مردم فريب خورند قلبشان از پاكى فريب خورده است و خداوند از چنين خطا كار خوشنود نگردد و جهنم سراى ابدى شان خواهد بود ، زيرا به نظر خود خداوند را فريب داده و نهان نموده زشتى ها را پس : ظاهر خويش نيكو و باطن خود زشت مگردان كه بروز سختى از مردم رحم نبينى و اگر بر مردم سيرت تو روشن نباشد ، خداوند از اعمال تو با اطلاع بوده و بدان كه اوست آگاه و بينا از همه چيز و همه كس و دوست ندارد كسانى را كه باطنى زشت دارند ، كه در آن سراى به كيفر فريبكارانه خويش خواهند رسيد .