غراس به معنى نهال است
« الغراس : ما يغرس »
در نامهء 24 379 دربارهء موقوفات خود فرموده : « و ان لا يبيع من اولاد نخيل هذه القرى وديّة حتى تشكل ارضها غراسا » يعنى متولى ( امام حسن عليه السلام ) از نهالهاى اين قريهها چيزى نفروشد تا مشتبه شود زمين آنها از لحاظ نهال يعنى آنقدر نهال برويد تا به نظر نگاه كننده چنان آيد كه اين آن زمين نيست .
مغرس : محلّ كاشته شدن به ابن عباس نوشته : « اعلم انّ البصرة مهبط ابليس و مغرس الفتن » نامهء 18 375 كه در « بصر » گذشت .
غرض
: ( بر وزن شرف ) هدف و نشانه . حاجت . مطلوب .
« الغرض : الهدف الذى يرمى اليه - الحاجة - البغية »
و آن چندين بار به لفظ مفرد و جمع در « نهج » آمده است در حكمت 191 فرموده : « انّما المرء فى الدنيا غرض تنتصل فيه المنايا و نهب تبادره المصائب » آدمى در دنيا نشانهاى است مرگها به او اصابت كرده و در او جاى مى گيرد و آدمى غارت و غنيمتى است كه مصائب بر او پيشدستى مى كنند .
و نيز دربارهء اهل دنيا فرموده : « و انّما اهلها فيها اغراض مستهدفة ترميهم بسهامها و تفينهم بحمامها » خ 226 348 اهل دنيا در آن نشانههاى هدف گرفته هستند كه دنيا با تيرهاى خود آنها را مى زند و با مرگ آنها را فانى مىكند . همهء موارد آن در « نهج » به معنى نشانه و نشانههاست
.
غرف
: قطع و بريدن .
« غرف الشى ء غرفا : قطعه »
آن فقط يك بار در « نهج » آمده است در وصف بهشت فرموده : « و لو رميت ببصر قلبك نحو ما يوصف لك منها لغرفت نفسك عن بدايع ما اخرج الى الدنيا من شهواتها و لذّاتها » خ 165 239 ، اگر با چشم قلبت به آنچه وصف مىشود نگاه كنى ، فكر تو از لذات و مشتهيات دنيا قطع مىشود ، در برخى نسخهها « عزفت » با عين وزاء نقل شده كه به معنى « انصراف » مى باشد
.
غرق
: ( بر وزن شرف ) فرو رفتن در آب و در نعمت . مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در حكمت 349 فرموده : « و من اقتحم اللجج غرق » هر كس وارد درياها شود غرق مى گردد ، دربارهء موعظه فرموده : « و اخذّركم الدنيا فانها . . . تميد باهلها ميدان