عليه و آله فرموده : « و المصطفى لكرائم رسالاته و الموضّحة به اشراط الهدى و المجلّو به غربيب العمى » خ 178 257 ، برگزيده شده براى رسالتهاى محترم و آشكار شده به وسيلهء او علامات هدايت و روشن شده با او تاريكى شديد ضلالت
.
غربل
: اين ماده فقط دو بار در « نهج » آمده است آنگاه كه بيعت به آن حضرت تمام شد ، در ضمن كلامى فرمود : « و الذى بعثه بالحق لتبلبلنّ بلبلة و لتعزبلنّ غربلة و لتساطنّ سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم . . . » خ 16 57 ، به خدائى كه او را به حق مبعوث كرد ، آميخته مىشويد آميخته شدن كامل ، غربال مىشويد غربال شدن كامل ، و در آميخته مىشويد مانند آنچه در ديك است به وقت غليان ، تا پائينتر شما بالاترتان باشد منظور از آن در « بلبل » گذشت ، ذيل خطبه نشان از تصفيهء كامل و جاى گرفتن حق و باطل در جاى خود است
.
غرث
: ( بر وزن شرف ) گرسنه شدن :
« غرث غرثا : جاع »
غرثان : گرسنه « غرثى » گرسنگان ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است در نامهء 45 418 به عثمان بن حنيف مى نويسد : « هيهات ان . . . ابيت مبطانا و حولى بطون غرثى و اكباد حولى » نامهء 45 418 ، هيهات كه با شكم پر بخوابم حال آنكه در اطراف من شكمهاى گرسنه و جگرهاى عطشان وجود دارند
.
غرد
: ( بر وزن شرف ) آواز خواندن پرنده با صداى بلند
« غرد الطائر غردا : رفع صوته فى غنائه و طرب به »
تغريد نيز به همان معنى است و فقط يك بار در « نهج » آمده است . دربارهء علم خداوند فرموده است : « عالم السرّ من ضمائر المضمرين . . . و تغريد ذوات المنطق فى دياجير الاوكار » خ 91 135 ، داناى نهانهاست راز رازداران را و آواز خواندن پرندگان در تاريكيهاى آشيانهها را
.
غرر
: غرّ ، غرور و غرّة : فريب دادن ، و تطميع به باطل .
« غرّ فلانا غرّا و غرورا و غرّة : خدعه و اطمعه بباطل »
« غرور » به فتح اول : فريب دهنده . مال باشد يا جاه و يا شيطان ، كلمهء « ما غرّك بفلان » را چطور به او جرئت كردى گفتهاند ، موارد زيادى از آن در « نهج » به كار رفته است ، در روز نهروان خطاب به كشتگان خوارج فرمود : « بؤسا لكم لقد ضرّكم من غرّكم » بدا به حال شما ، آنكه شما را فريفت زيانتان رسانيد ،