بموضعه » همنشين پادشاه مانند كسى است كه سوار شير شده است مردم به مقام او غبطه مى كنند و او محلّ خود را مىداند يعنى هر آن ممكن است مبغوض و مطرود شود .
به معاويه مى نويسد : « فاحذر يوما يغتبط فيه من احمد عاقبة عمله و يندم من امكن الشيطان من قياده فلم يجاذبه » نامهء 48 423 بترس از روزيكه شاد مىشود آنكه عاقبت عملش را پسنديده كرده و نادم مىشود كسى كه شيطان را به زمامدارى خودش امكان داده و با او منازعه نكرده است
.
غبق
( بر وزن عقل ) نوشاندن در وقت شب يا عصر . غبوق : آنچه در وقت عشاء نوشيده مىشود :
« غبقه غبقا : سقاه الغبوق - الغبوق : ما شرب بالعشّى »
صبوح : آنچه در صبح نوشيده شود ، از اين ماده فقط يك مورد در « نهج » آمده است ، دربارهء زمان آينده و نصرت حق فرموده است : « ثمّ ليشحذنّ فيها قوم شحذ القين النصل تجلى بالتنزيل ابصارهم و يغبقون كأس الحكمة بعد الصبوح » خ 150 208 ، معنى آن در « شحذ - صبح » گذشت
.
غبن
: گول زدن در معامله ، خواه به قيمت كم بخرد و يا به قيمت زياد بفروشد :
« غبن فلانا فى البيع و الشراء : خدعه و غلبه »
تغابن بين الاثنين است ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، در حكمت 384 فرموده : « و التقصير فى حسن العمل اذا وثقت بالثواب عليه غبن و الطمانينة الى كلّ احد قبل الاختبار له عجز » تقصير در عمل خوب بعد از اطمينان به ثواب گول زدن خويش است و اعتماد به هر كس قبل از امتحان زبونى است
.
غبو
: غباوه : ندانستن :
« غبى عن الخبر غبا و غباوة : جهله »
پنج مورد از آن در « نهج » آمده است به اهل بصره بعد از شورش آنها توسط طلحه و زبير و عايشه مى نويسد : « و قد كان من انتشار حبلكم و شقاقكم ما لم تغبوا عنه فعفوت عن مجرمكم . . . » نامهء 29 389 ، از باز شدن رشتهءتان ( نقض بيعت ) و دشمنى تان آنچه بوده از آن ناآگاه نبودهايد ولى من از گناهكارانتان گذشتم .
و در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « ارسله على حين فترة من