كه بارها آمدهاند در حكمت 140 فرموده : « ما عال من اقتصد » آنكه ميانه روى كرد فقير نشد .
در شكايت از زمان فرموده : « لا يعظّم صغيرهم كبيرهم و لا يعول غنّيهم فقيرهم » خ 233 354 عول به معنى كفايت در معاش و تكفّل آن است يعنى ثروتمند آنها فقيرشان را در معاش يارى نمى كند .
به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نوشته : « ما ظننت انّك تجيب الى طعام قوم عائلهم مجفّو و غنيّهم مدعوّ » نامهء 45 416 ، گمان نداشتم اجابت كنى ميهمانى قومى را كه فقيرشان جفا كرده و رانده شده و ثروتمند آنها دعوت شده است .
و در حكمت 141 فرموده : « قلّة العيال احد اليسارين » كم بودن نانخور يكى از دو آسانى است
.
عوم
: شنا كردن
« عام فى الماء عوما : سبح »
و آن فقط يك بار در نهج آمده است در وصف خداى تعالى فرموده : « عالم السرّ من ضمائر المضمرين . . . و عوم نبات الارض فى كثبان الرمال » خ 91 135 ، داناى نهان و راز رازداران است . . . و داناست به شنا كردن ريشههاى علفها در تلّهاى ريك . كه در « علم » مشروحا گذشت
. « عام » سال .
راغب گويد : عام مثل « سنه » است ليكن « سنه » بيشتر در سال قحطى و مشقت گفته مىشود
و آن 4 بار در « نهج » آمده است « و اعلموا عباد اللّه انّ المؤمن يستحلّ العام ما استحلّ عاما اوّل و يحرّم العام ما حرّم عاما اوّل » خ 176 354
عون
: يارى . اعانت : يارى كردن . استعانت : يارى خواستن . تعاون : يكديگر را يارى كردن . معونت : يارى كردن . موارد بى شمارى از آن در « نهج » آمده است به امام صلوات الله عليه گفته شد : چطور بر حريفان غلبه كردى فرمود : « ما لقيت رجلا الّا اعاننى على نفسه » حكمت 318 يعنى هيچ حريفى را نديدم مگر آنكه مرا در غلبه به خودش يارى كرد مرحوم رضى فرمايد : منظور آن حضرت افتادن هيبت او در قلب حريف است .
طلحه و زبير به حضرت گفتند : شما را بيعت مى كنيم بر اينكه در كار خلافت شريك تو هستيم فرمود : « لا و لكنّكما شريكان فى القوّة و الاستعانة و عونان على العجز و