ضيق
: تنگى :
« الضيق : ضدّ السعة »
موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است در بارهء تيولها و حاتم بخشيهاى عثمان فرموده است به خدا قسم اگر بدانم با آن پولها زنان نكاح كردهاند و يا كنيزان خريدهاند همه را به بيت المال بر مى گردانم : « فان فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق » خ 15 57 در عدل و برابرى وسعت هست هر كه عدالت بر او تنگ آيد ، ظلم بر او تنگتر خواهد بود
. تضايق : تنگ شدن : « عند تناهى الشدّة تكون الفرجة و عند تضايق حلق البلاء يكون الرخاء » حكمت 351 .
مضيق : مكان تنگ و كار تنگ ، جمع آن مضائق است كه در خ 83 و 143 و 192 آمده است .
ضيم
: ظلم . جمع آن ضيوم آيد :
« الضيم : الظلم ، ج ضيوم »
گويند :
« ضامّة ضيما : ظلم و قهره »
، آن هفت بار در « نهج » آمده است ، در مقام دعا فرموده : « اللهم انى اعوذ بك ان افتقر فى غناك . . . او اضام فى سلطانك » خ 215 332 ، خدايا من به تو پناه مى برم كه در غناى تو فقير شدم و يا در حكومت تو مظلوم گردم .
به يارانش فرمود : « و لقد احسنت جواركم . . . و اعتقتكم من ربق الذّل و حلق الضيم » خ 159 224 براى شما همسايهء خوب شدم و شما را از طناب ذلّت آزاد كردم و از زنجيرهاى ظلم رها ساختم
، در شب 17 شعبان المبارك 1413 مطابق 20 11 71 حرف ( ض ) به آخر رسيد و آن جمعا سى و نه ( 39 ) كلمه است و الحمد لله و هو خير ختام .