165 237 ، اگر او را به لباسها تشبيه كردى مانند لباسهاى نقشدار ( گلدار ) است
.
ضوء
: نور و نورانى شدن ، مصدر و اسم هر دو به كار رفته است « اضائه » لازم و متعدى هر دو آمده است « ضياء » نيز به معنى نور است ، « استضائه » : كسب نور و طلب نور . موارد زيادى از آن در « نهج » به كار رفته است در حكمت 169 فرموده : « قد اضاء الصبح لذى عينين » .
ابن ميثم فرموده : گوئى كسى از آن حضرت از چيزى سئوال كرده و امام جواب داده است آنگاه سائل توضيح بيشتر خواسته است . امام فرموده است : اگر بينا باشى توضيح دادم . دربارهء اسلام فرموده : « مضيى ء المصابيح » خ 106 153 يعنى چراغهاى آن نور دهنده است
.
ضيع
: تباه شدن . تلف شدن .
« ضاع الشى ء ضيعا : فقد و هلك و تلف و صار مهملا »
موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است « اضاعه » تباه كردن ، آنگاه كه از جريان سقيفه مى پرسيد فرمود : قريش چه گفتند جواب داده شد : گفتند : « نحن شجرة الرسول » ما از خانوادهء رسول خدائيم . فرمود : « احتجّوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة » خ 67 98 يعنى با شجره رسول خدا ص بودن دليل آوردند ولى ثمرهء شجره را كه اهل بيت رسول خداست ضايع كردند .
و نيز فرموده : « اضاعة الفرصة غصّة » حكمت 118
.
ضيف
: ميهمان . اصل آن به معنى ميل است
« ضاف الى كذا » يعنى به سوى آن ميل كرد
، علّت اين تسميه آنست كه ميهمان به انسان ميل مىكند و به منزل او وارد مىشود ، و چون اين كلمه در اصل مصدر است لذا جمع بسته نمى شود ، اين ماده چهار بار در « نهج » آمده است .
در فرمان مالك اشتر آمده است : « و لا تضيفنّ بلاء امرء الى غيره » نامه 53 434 يعنى عمل كسى را به ديگرى نسبت نده ( ميل نده ) ولى آن در نسخهء صبحى صالحى « لا تضمنّ » است .
آنگاه كه به خانهء علاء بن زياد حارثى در بصره وارد شده و وسعت خانهء او را ديد فرمود : وسعت اين خانه را در دنيا چه مى كنى ، در آخرت به آن بيشتر احتياج دارى . بلى اگر بخواهى مى توانى با اين خانه به آخرت برسى ، در آن از ميهمان پذيرائى كنى و صله رحم نمائى . . . « تقرى فيها الضيف و تصل فيها الرحم » خ 209 324
ضيفان جمع ضيف است كه در خ 111 آمده است « فلا يدعون ضيفانا » .