تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
8 - پرهيز دادنى سخت از تسلَّط انحصارى توانگران بر اموال . 9 - فرمان دادن به پرداختن زكات و آن را همچون خواندن نماز دانستن . 10 - بخشيدن سهمى به هر كس كه كسب كند و براى چيزى زحمت كشد و در راه آن متحمّل مشقّت شود . 11 - مبارزهء قاطع بر ضدّ بخل و تأثيرپذيرى از روحيّات بخيلان . 12 - بخيلان و ممسكان نه اين است كه مال خودشان را نگاه مىدارند ، بلكه با آنچه خدا از فضل خويش به آنان بخشيده است چنين مىكنند . 13 - شمردن بخيلان و ممسكان در شمار كافران . 14 - تأكيد بر پرداختن زكات باطنى ( يعنى « حقّ معلوم » مذكور در « قرآن كريم » ) و بخشيدن آن به سائلان و محرومان . 15 - انفاق را در رديف ايمان به خداى متعال قرار دادن . 16 - انفاق را عملى نيابى به شمار آوردن ، يعنى آن كس كه انفاق مىكند چيزى از مال خود نمىدهد ، بلكه بعنوان نايب از مالك اصلى آن را مىبخشد . 17 - پاكيزگى جان و مال جز از طريق بخشيدن مال ممكن نيست . 18 - مال به خودى خود فتنه ( مايهء گرفتارى و آزمون ) است ، پس نبايد شخصى كه به توحيد ايمان دارد و مدّعى تعهّد دينى است ، آن را قطب زندگى خويش قرار دهد . 19 - كوبيدن قاطع تكاثر ( بسياردارى و بسيارخواهى ) و نازيدن به مال و ثروت . 20 - ناچيزى مال به خودى خود و ناتوانى آن از كمك كردن به مالك خويش به هنگام سقوط و نگونسارى . 21 - نظرى خشم آميز به انباشتن مال ، چون آدمى را از ياد خداى متعال غافل مىكند . 22 - عيبجويى از مالدوستى ، و حرص زدن در راه به دست آوردن آن . 23 - فرمان دادن به انفاق و اينكه ترك آن سبب هلاكت است ، و اينكه بخيلان ( در واقع ) ، در حقّ خود بخل مىورزند ، و اينكه سرانجام
الحياة ( فارسي ) — صفحة 75 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام