تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦

نگاهى به سراسر فصل

هيچ انسان آگاهى در اين امر شكى ندارد كه « بهره كشى » و استثمار يكى از وسايلى است كه متكاثران براى جمع كردن مال فراوان به آن متوسّل مىشوند . تكاثر بدون « بهره كشى » شدنى نيست ، مگر كسى گنج پيدا كند يا از آسمان سيم و زر بر وى فرو بارد . كسانى هم كه ثروت بسيار خويش را نتيجهء كوشش و تلاش و قدرت فكرى و نبوغ اقتصادى خود مىدانند - اغلب - درست آن است كه اين نبوغ به معناى نبوغ در شناختن راههاى استثمار و تسلَّط يافتن بر آن است ، خواه استثمار افراد باشد يا استثمار اوضاع و احوال مسلَّط بر اجتماع . و در اين باره ميان توليد كردن و وارد كردن كالاها تفاوتى نيست ، هر چند نشانه هاى استثمار در اين دومى بيشتر پنهان مىماند . و ناگزير استثمارگران بايد راه را براى رسيدن به هدفهاى خويش از طريق توسّل جستن به آنچه آنان را به اين هدف برساند هموار سازند ، چه مردمان به آسانى رنج استثمار شدن را تحمّل نمىكنند ، پس بايد مردم را براى آن رام كرد . متكاثران براى رسيدن به مقاصد خويش برنامه ها و نقشه هايى دارند و قدرتهايى ، از جمله ايجاد گرفتاريهاى اقتصادى ، با ايجاد كمبود و تورّم و . . . يا پاره اى تمهيدهاى سياسى . . . و يكى از اين گونه نقشه ها - كه از همه نهانتر و داراى تأثيرى افزونتر است - بر انگيختن مردمان به پذيرفتن انديشه ها و تصوّراتى است كه آنان را به قبول بهره دهى و خضوع در برابر سلطهء استثمار وامىدارد . از اين رو متكاثران استثمارگر ، به منظور وارد كردن پندارهايى نادرست در ذهن مردم ( كه آنان را براى تسليم شدن در برابر استثمار و پذيرش ستم اقتصادى حاضر مىكند ) ، هزينه هايى مىپردازند ، و در اينجا و آنجا به پراكندن وسيع اين گونه افكار دست مىيازند : 1 - فقر تقدير خداست و راهى براى جلوگيرى از آن وجود ندارد . 2 - توانگران در فقر فقيران و نيازمندى نيازمندان به هيچ گونه مقصّر محسوب نمىشوند . 3 - بايد در برابر فقر سر تسليم فرود آورد ، و فقيران هرگز نبايد به
الحياة ( فارسي ) — صفحة 536 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام