تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
نداى « الصّلاة جامعة » ( كه فرمود تا در دهند ) ، به اجتماع كردن فراخواند ، و مهاجران و انصار را به برگرفتن سلاح فرمان داد ، و مردمان گرد آمدند ، پس بر منبر رفت و خبر مرگ خود را به مردم داد و فرمود : خدا را به ياد فرمانروايان امّتم - پس از خود - مىآورم . . . » . و آشكار است كه انسانى بزرگ و مصلحى الهى و پيامبرى خاتم ، همچون پيامبر اسلام ، هنگامى كه امّت را بدين گونه گرد مىآورد و به آنان در بارهء چيزى سفارش مىكند - و آخرين وصيّتها و سفارشهاى خود را به ايشان مىگويد - مقصودش بيان امورى است كه به صلاح امّت و مسائل حياتى آنان بستگى دارد . و ملاحظه مىكنيم كه پيامبر « ص » در اين وصيّت از مسائلى معدود ياد مىكند كه از جملهء آنهاست : ارتباط ميان نيرومند و ناتوان كه - بنا بر آنچه در همين حديث آمده است - ارتباط ميان « آكل » و « مأكول » ( خورنده و خورده شده ) است ، و حاصلى جز پايمال شدن ضعيف و از بين رفتن حقوق او ندارد . و پيامبر رشد آفرين ، مسئوليّت را بر عهدهء حكومت اسلامى قرار مىدهد و حاكميّت را در مقابل اين روابط مسئول و مورد مؤاخذه مىداند . نيز در همين وصيّت سخن بزرگ و قاطع خويش را ، در بارهء وظايف حاكم اسلامى اظهار مىدارد : « و لم يفقرهم فيكفرهم « 1 » - ( 1 ) حاكم مسلمان مردمان را دچار فقر نسازد ، تا به كفرشان كشاند » . و در اين سخن ، « فقر » را امرى مربوط به « تقدير » نشمرده است ، و اصلا واژهء « فقر » را نياورده است ، بلكه « افقار » فرموده است ، از فعل متعدّى - از باب « افعال » - و اين بدان معناست كه عامل اصلى فقر مردم ، مربوط به چگونگى اقتصادى است و تمايل به مال و تأنّس با صاحبان مال ، و آزاد بودن ايشان براى مكيدن خون مردم در زمينه هاى مختلف ، همچون واردات و توليد و توزيع و نرخگذارى و كم فروشى و احتكار و . . . و پيامبر اكرم « ص » ، به نصّ اين حديث معتبر ، كفر و الحاد و بيرون رفتن از دين را نتيجهء فقرى مىشمارد كه بر مستمندان و محرومان تحميل گشته است ( و لم يفقرهم فيكفرهم ) . و سخن پيامبر الهى - پيامبر مژده دهنده و بيمرسان - بايد همين گونه باشد . . .
هامش
« 1 » « كافى » 1 / 406 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 523 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام