تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
بنگريد ! اين تعليم سجّادى به آن اشاره دارد كه رابطهء ميان واردكنندگان كالا و مردم همچون رابطهء گرگ و گوسفند است . و همين تعبير يك جنبه از جنبه هاى بهره كشى و استثمار اقتصادى را براى ما آشكار مىسازد ، يعنى نكوهش اجناس و كالاها در هنگام خريد براى پايين آوردن بها ، و ستايش آنها در هنگام فروش براى بالا بردن نرخ . و اين بهره كشى در زمان امام سجّاد « ع » ( نيمهء دوم قرن اوّل هجرى ) ، چارچوب بسيار محدودى داشته است كه نمىتواند قابل مقايسه با اقتصاد معاصر باشد . با وجود اين ، همين بهره كشى مالى محدود از لحاظ كمّى و كيفى در آن ايّام ، امام معصوم را به آن برانگيخت تا سوداگر و واردكننده را گرگ به شمار آورد ، و روابط مربوط به تجارت و داد و ستد را در اجتماع آن زمان ، رابطهء « آكل » و « مأكول » معرّفى كند . و هنگامى كه امر اين گونه باشد ، آيا نگرش اسلام به روابط واردات و بازرگانى تكاثرى و سرمايه دارى - در زمان حاضر - كه منافع كمرشكن سوداگران پشت تودهء مردم را خم مىكند ، و اموال محرومان و نتايج رنجهاى ايشان را به جيب متكاثران واردكننده يا توليدكنندهء كالا به صورت سيل سرازير مىسازد ، چگونه خواهد بود ؟ و اسلام در اين باره چه حكمى خواهد داد ؟ پيش از اين نيز سخن شريف نبوى را ديديم : « يأكل قويّهم ضعيفهم « 1 » نيرومندان ايشان ناتوانان را مىخورند » . و اين تعبير ناگزير تعبيرى اقتصادى است ، چه آشكار است كه اين نيرومندى و ناتوانى بيشتر به قوّت و ضعف اقتصادى باز مىگردد ، بويژه كه با تعبير « خوردن » همراه باشد . آرى ، اسلام اين زيانرسانيهاى انسانى و تبهكاريهاى اجتماعى را طرد مىكند ، و هيچ وقت آنها را به نام مالكيّت و حرمت آن ، يا به نام بازرگانى و واردات آزاد - يا هر اسم ديگر - تأييد نمىكند . « 2 »
هامش
« 1 » « كافى » 1 / 406 . « 2 » نيز فصل 8 ، از اين باب ، بند « د » .