نگاهى به سراسر فصل
پس از مشاهدهء تصوير ( تابلو ) دو زندگى تكاثرى و اسلامى - در فصل گذشته - فهميدن تضادّ اساسى ميان آن دو دشوارى ندارد ، چه خود تصوير به تنهايى براى اين فهم كافى است .
آنچه اكنون براى ما حايز اهميّت است ، توجّه دادن نظرها به اين مسأله است كه دنيا و زندگى در آن و گونه هاى نعمتها و مواهب و امكاناتى كه در آن است ، اگر براى هدفهاى شايسته به كار گرفته شود ، دنياى كشتزار و وسيله براى رسيدن به آخرت است ، و ديگر ميان آن و جهان ديگر تضادّى وجود ندارد ، بلكه خود گذرگاه زندگى سرمدى و وسيلهء دست يافتن به آن است . و معاش بدين گونه معاشى معادى مىشود و دنيا دنيايى اخروى . و اسلام بدين گونه ، زهد و پرداختن به آبادى دنيا را در كنار هم قرار مىدهد و ميان آن دو جمع مىكند ؛ وجههء همّت خود را خدا ، و فرمانبردارى از او ، و سود رساندن به بندگانش قرار داده ، آنگاه زندگى كن و به زندگى خويش وسعت بخش . . . و با اين حال ، دل خويش را از دوستى دنيا و چسبيدن به آن پاك دار ، كه اين دنيا جاى ماندن نيست .