سرخوشى و ناسپاسى و فرو رفتن در گمراهى ادامه مىدهند تا آنگاه كه وقوع عذاب برايشان قطعى مىشود ( و راههاى چاره و نجات را به روى خويش بسته مىبينند ) . « 1 » 2 * ( أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِه مِنْ مالٍ وَبَنِينَ ، نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ ، ) * « 2 » آيا ( توانگران ) گمان مىكنند كه مال و فرزندانى كه به آنان ارزانى مىداريم ، مىشتابيم تا خيرات و نيكيها را به ايشان برسانيم ؟ بلكه ( چنين نيست و ) آنان درك نمىكنند ( و هر چيز را چنان كه بايد نمىفهمند و حكمت تقديرهاى الهى را درنمىيابند ) ، 3 * ( . . . حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً ، فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ ، ) * « 3 » . . . تا آنكه به نعمتهاى خدادادى شادمان گشتند ( و در كامورى و سرخوشى غرق شدند ) ، ناگهان آنان را فرو گرفتيم ( و كيفر داديم ) ، و آنان همان گاه نوميد شدند ( و رو به فروتنى نهادند ) ،
حديث
1 الإمام علي « ع » : إنّه من وسّع عليه في ذات يده فلم ير ذلك استدراجا ، فقد
هامش
« 1 » « تفسير صافى » 2 / 256 .
« 2 » « سورهء مؤمنون » ( 23 ) : 55 - 56 .
« 3 » « سورهء انعام » : 44 .