عثمان : كلَّم النّاس في أن يؤجّلوني حتى أخرج إليهم من مظالمهم . فقال : ما كان بالمدينة فلا أجل فيه ، و ما غاب فأجله وصول أمرك إليه . « 1 » امام على « ع » : - هنگامى كه مردمان نزد آن امام آمدند و خواستند تا با عثمان ابن عفّان سخن گويد ؛ امام نزد او رفت و سخن مشهور خود را كه در « نهج البلاغه » نقل شده است گفت . پس عثمان به او گفت : « از مردم بخواه كه به من مهلتى بدهند تا از بيعدالتيها جلوگيرى كنم » . على « ع » چنين پاسخ داد . « آنچه در مدينه است مهلتى نمىخواهد ، و آنچه بيرون مدينه است ، مهلت ، به اندازهء رسيدن دستور تو به آنجاست » . ، اين كلام انقلابى ، هشدارى است براى حكومتهايى كه عملى كردن عدالت و اصلاح روابط اقتصادى و جلوگيرى از بيعدالتيهاى مالى را به تأخير مىاندازند و مىگويند : « هنوز وقت اقدام در بارهء اين امور نرسيده است ، هر وقت فرصت مناسب رسيد اقدام خواهيم كرد » .
اين چگونگى بر خلاف روش انقلابى اسلامى علىّ بن ابى طالب است .
( 2 ) - اموال فردى
قرآن
1 * ( وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ، وَتُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ ، لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ . . . ) * « 2 »
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 525 - 527 ؛ « عبده » 2 / 84 - 86 .
« 2 » « سورهء بقره » : 188 .