تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
داده اى و احسان كرده اى با او نيز چنين كرده باشى ؛ چشم و گوش و بدن مرا صحيح و سالم ساختى ، و آن اندازه به من نيرو بخشيدى كه توانستم به نزديك درختى كه خود آن را نكاشته و در حفظ آن نكوشيده‌ام بروم ، و آن را روزى من قرار دادى ، و كسى را نزد من روانه كردى كه آن را بخرد ، سپس با بهاى آن گندمى خريدم كه خود آن را كشت نكرده‌ام ، و آتش در اختيار من گذاشتى تا آن را بپزم ، و مرا با اشتهايى به خوردن آن برانگيختى تا بتوانم نيرومندانه به فرمانبردارى از تو برخيزم ، پس تو را سپاس مىگزارم . . . » « 1 » . در اين مورد حكمتى ديگر نيز وجود دارد كه نبايد از آن غافل بمانيم . و آن اين است كه خداى متعال به حكمت خود مردمان را با توانها و سليقه هاى متفاوت آفريده است : برخى از آنان توانايى كسب مال دارند ، برخى ديگر به دنبال طلب علم مىروند ، برخى با تهذيب نفس به سعادت مىرسند ، برخى توانايى آموختن علم پزشكى دارند ، برخى به صنعت تمايل نشان مىدهند ، برخى در اختراع موفّق مىشوند ، برخى در پى تحصيل تخصّص مىروند ، كسانى به حرفه ها و مشاغل عشق مىورزند ، پاره اى كار كردن در شهرها را دوست دارند و پاره اى در روستاها را ، بعضى كار در خشكى را برمىگزينند و شمارى كار در دريا يا در هوا را و نظاير اينها ، « پس هر كس به كارى مىپردازد كه براى آن آفريده شده است » . و اگر چنين نمىبود ، چرخ اجتماع بشرى از گردش باز مىماند . بنا بر اين هيچ يك از مردم حق ندارد در بارهء آنچه نصيب او شده است بخل ورزد ، خواه مالى باشد كه به دست آورده است ، يا علمى كه طلب كرده ، يا فرهنگ و اخلاقى كه به آن رسيده ، يا صنعتى كه در آن ماهر شده ، يا تجربه اى كه دانسته است ، يا اختراعى كه پديد آورده ، يا تخصّصى كه به آن دست يافته است . پس بر هر انسانى واجب است كه از آنچه بهرهء او شده است ديگران را بهره مند سازد ، تا ديگران نيز از آنچه بهرهء آنان شده است او را بهره مند سازند ، و چنان شود كه همهء مردمان از افراد بنى نوع خود بهره مند گردند و به آنان بهره رسانند ، و در
هامش
« 1 » « سفينة البحار » 1 / 48 .