تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
. . . ( 1 ) هر كس به طاغوت ( ستمگر ، گردنكش ) نگرود ( و از او روى برتابد ) و به خدا ايمان آورد ، به محكمترين دستگيره چنگ زده است . . . 4 * ( . . . وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ . . . ) * « 1 » . . . كسانى كه كافر شده‌اند ، در راه طاغوت نبرد مىكنند . . . بنگريد ! اين درست نيست كه « طاغوت » را تنها مفهومى سياسى بدانيم ، زيرا واژهء « طاغوت » ، « صيغهء مبالغه » است از مصدر « طغيان » ، يعنى كسى كه در برابر مردم و آيين حق ، و شريعت و قانون ، و فضيلت و عدالت ، گردنكشى كند ، و مردمان را بردهء خود سازد ، و آنان را مورد بهره بردارى قرار دهد و حقوق ايشان را غصب كند . اين چنين كسى طاغوت است . و اين معنى منحصر به قلمرو سياسى نيست ، بلكه در قلمروهاى ديگر نيز وجود دارد ، كه مهمترين آنها قلمرو مالى و اقتصادى است . هر كس در قضاياى زندگى بشرى و رنجهايى كه انسان كشيده است و اكنون نيز مىكشد بژرفى بنگرد ، يقين خواهد كرد كه طاغوت اصلى حقيقى همان طاغوت اقتصادى است ، و طاغوت سياسى سيّئه اى است از سيّئات طاغوت اقتصادى ( اگر خود همان طاغوت اقتصادى نباشد ) . آيهء مباركه در كشف اين حقيقت مىفرمايد : * ( « فَأَمَّا مَنْ طَغى ، وَآثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا ) * ، ( 3 ) آن كس كه طغيان كند ، و زندگى دنيا را برگزيند ، » . پس آن كس كه زندگى دنيا را بر مىگزيند كسى است كه طغيان مىكند ، و او همان طاغوتى است كه مسلمان قرآنى بايد از او روى برتابد ، و حكومت دينى بايد او را طرد كند ، و جامعهء اسلامى بايد در مقابل او مقاومت
هامش
« 1 » « سورهء نسا » : 76 .